کاوشهای باستان شناسی در محوطه جهانی «شهر سوخته» واقع در دشت سیستان، بار دیگر برگ زرینی از هوشمندی و پیچیدگی زیست اجتماعی انسان در هزاره سوم پیش از میلاد را آشکار ساخت. در جریان بیستویکمین فصل از پژوهشهای میدانی این کلانشهر عصر مفرغ، باستانشناسان موفق به شناسایی گونهای منحصربهفرد از یک بازی فکری ۴۶۰۰ ساله، بقایای کمنظیر مواد ارگانیک و یک شانه استخوانی تزئینی شدند؛ یافتههایی که نشان میدهد این تمدن باستانی فراتر از تلاش برای بقا و تولید ابزار، فرهنگی غنی از اوقات فراغت، روابط آیینی و تعاملات اجتماعی فرامنطقهای را تجربه میکرده است.
فصل بیست ویکم کاوش؛ بازخوانی لایههای مسکونی و تدفینی

Public Domain
بیستویکمین فصل کاوشهای باستانشناسی در محوطه ثبت جهانی شهر سوخته با تمرکز بر شناخت چندبعدی سبک زندگی جوامع عصر مفرغ به اجرا درآمد. بنا بر گزارشهای سرپرستی هیئت کاوش، عملیات میدانی این فصل در سه کارگاه راهبردی سازماندهی شد که شامل یک کارگاه در بخش شمالشرقی منطقه مسکونی و دو کارگاه متمرکز در محدوده گورستان عظیم شهر بود.
کاوش در لایههای شمالشرقی منطقه مسکونی به شناسایی دو فاز معماری شاخص انجامید. پژوهشگران در این فضاها توانستند حجم قابل توجهی از بقایای جانوری، ادوات کارگاهی، دورریزهای تراش سنگ، پیکرکهای حیوانی ساده و منقوش و بقایای اجاقهای خانگی و کارگاهی را مستندسازی کنند. این پیوستگی شواهد اثبات میکند که این بخش از شهر ساختاری صرفاً صنعتی نداشته، بلکه تلفیقی هماهنگ از کارگاههای پیشهوری و فضاهای فعال زیست روزمره ساکنان بوده است.
کشف گونهای ناشناخته از بازی تختهای ۴۶۰۰ ساله
محوطه شهر سوخته از دههها پیش با کشف کهنترین مجموعه بازی تختهایِ چوبی (موسوم به تختهنرد مارپیچ با مهرههای سنگی و چوب آبنوس) در جهان باستان شهرت یافته بود. با این حال، دستیابی به گونهای متفاوت از بازی فکری با قدمتی حدود ۴۶۰۰ سال (هزاره سوم پیش از میلاد) در گورستان شهر، ابعاد تازهای از تنوع فکری و بازیهای راهبردی این حوزه تمدنی را روشن ساخت.
این کشف مهم بیانگر آن است که سرگرمی و بازیهای ساختاریافته، عنصری نمادین و جداییناپذیر از حیات معنوی و مناسبات اجتماعی طبقات مختلف در شهر سوخته بوده است. قرارگیری ادوات بازی در مجاورت متوفیان در گورستان، فرضیه پیوند میان نمادهای سرگرمی دنیوی و باورهای متافیزیکی مربوط به جهان پس از مرگ یا نشان دادن جایگاه و هویت فردی را تقویت میکند.
نگهداری شگفتانگیز بقایای ارگانیک: تخممرغ، منسوجات و چرم

یکی از پیچیدهترین چالشها در باستانشناسی فلات ایران، از بین رفتن سریع بقایای ارگانیک بر اثر رطوبت، باکتریها و فرسایش خاک است. اما اقلیم خشک و شرایط رسوبی خاص شهر سوخته، شواهد نادر زیستی را پس از حدود پنج هزاره سالم نگه داشته است.
در جریان کاوشهای اخیر، شواهدی استثنایی شامل بقایای پوسته تخممرغ، قطعات پارچه و بقایای فراوریشده چرم شناسایی شد. وجود چنین آثاری برای مطالعات گرایشهای نوینی چون باستانگیاهشناسی (Archaeobotany) و دیرینجانورشناسی (Zooarchaeology) ارزش بنیادین دارد؛ چراکه امکان تحلیل زنجیره غذایی، فناوری نساجی، دباغی و چگونگی مدیریت منابع زیستی را بدون واسطه فراهم میسازد.
شانه استخوانی منقوش؛ بازتاب پیوندهای فرهنگی با آسیای مرکزی
در میان آثار نفیس کشفشده از محدوده گورستان، یک شانه استخوانی با نقش کنده منحصربهفرد، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرد. تاکنون هیچ نمونه مستقیمی از این نوع شانه با چنین سبکی در حوزه فرهنگی هیرمند و شرق ایران ثبت نشده است.
نزدیکترین الگوهای مشابه به این شانه استخوانی، در محوطههای باستانی آسیای مرکزی و حوزه تمدنی باختر-مرو (BMAC) دیده میشود. این مسئله بهروشنی فرضیه تبادلات تجاری دوربرد، جابهجایی نخبگان یا نفوذ الگوهای زیباییشناسی و مد شخصی میان ساکنان شهر سوخته و تمدنهای همجوار در استپها و واحههای آسیای میانه را تایید میکند.
جمعبندی: شهر سوخته، آزمایشگاهی برای شناخت گذار تمدنی
یافتههای بیستویکمین فصل کاوش شهر سوخته بیش از هر چیز نمایانگر گذار موفقیتآمیز جوامع فلات ایران از روستاهای ساده به یک نظام شهری پیشرفته، دارای تقسیم کار، صنایع تخصصی و سبک زندگی پیچیده است. از ساخت بازیهای فکری چندگانه و ظرافت در آرایههای شخصی تا تولید انبوه سفالهای منقوش، همگی نشان میدهند که دشت سیستان در هزاره سوم پیش از میلاد یکی از پویاترین کانونهای شهرنشینی شرق باستان بوده است. تداوم پژوهشهای هدفمند میانرشتهای بر روی این دادهها، بخشهای تاریک دیگری از حیات مادی و معنوی ساکنان این دیار را پیش روی جامعه علمی جهانی خواهد گذاشت.














ارسال دیدگاه