غارت سازمانیافته تل خاکی جوکان باغ صفا
اختصاصی از تخریب و غارت محوطه باستانی تل خاکی در روستای جوکان بخش باغصفا با ماشینآلات سنگین، دلایل تعلل در برخورد قضایی و پیامدهای نگرانکننده آن.
محوطه باستانی «تل خاکی» واقع در نزدیکی روستای جوکان در بخش باغصفا، قربانی یک شبکه سازمانیافته حفاری غیرمجاز شده است. بر اساس گزارش منابع محلی، باندی متشکل از یک زمیندار مجاور، یک کارمند بانک و چند فرد محلی با سوءاستفاده از عدم ثبت رسمی این اثر، بارها ماشینآلات سنگین و بیل مکانیکی را به دل این محوطه تاریخی کشانده و آن را غارت کردهاند؛ روندی مخرب که هماکنون به سمت سایر محوطه های باستانی ثبتنشده منطقه سرایت کرده است.
غارت سازمانیافته در روز روشن: تل خاکی زیر چرخ بیلهای مکانیکی
محوطه تاریخی تل خاکی در حاشیه زمینهای کشاورزی روستای جوکان (بخش باغصفا)، یکی از هزاران برگ شناسنامه فرهنگی زاگرس است که پیش از رسیدن پای باستانشناسان به آن، طعمه سوداگران عتیقه شده است. گزارشها حاکی از آن است که همسایگی زمینهای کشاورزی با این عارضه باستانی، پوششی برای تردد ماشینآلات سنگین فراهم کرده است. باندی که با تبانی یک کارمند شبکه بانکی، مالک اراضی همجوار و چندین عامل میدانی شکل گرفته، با تجهیزات گنج یابی لایههای کهن و نهشتههای زیستی این تپه را شکافته و آسیبهای جبرانناپذیری به ساختار لایهنگاری آن وارد آورده است.
چرا عاملان این باند دستگیر نمیشوند؟
تداوم فعالیت این گروه و مصونیت نسبی آنها ناشی از چند گره ساختاری و حقوقی است:
خلأ ثبتی و نبود حریم قانونی مدون: مهمترین دستاویز غارتگران، عدم ثبت این محوطه در فهرست آثار ملی است. گرچه طبق ماده ۵۶۲ قانون مجازات اسلامی هرگونه حفاری به قصد به دست آوردن اموال تاریخی جرم است، اما در عمل ضابطان قضایی برای محوطههای فاقد پلاک ثبتی و پرونده مستند میراث فرهنگی، با موانع اداری و ادعای مالکیت خصوصی اراضی مواجه میشوند.
پوشش کشاورزی و تسطیح اراضی: مجاورت زمینهای زراعی به متهمان اجازه میدهد تردد ادوات سنگین و گودبرداریها را تحت عنوان «تسطیح زمین کشاورزی»، «احداث استخر ذخیره آب» یا «بهسازی خاک» توجیه کنند تا در صورت بازرسیهای اولیه، بار کیفری موضوع کاهش یابد.
نفوذ اداری و بهرهگیری از روابط محلی: حضور افرادی با جایگاههای اداری و بانکی در این شبکه، سبب دسترسی به شبکهای از ارتباطات محلی، تأمین نقدینگی ماشینآلات و اطلاع زودهنگام از گشتها یا حساسیتهای انتظامی میشود.
کمبود محسوس نیروهای یگان حفاظت: وسعت جغرافیایی و کوهستانی منطقه همراه با کمبود شدید گشتهای موتوری و خودرویی یگان حفاظت میراث فرهنگی، نظارت میدانی پیوسته بر تپههای پراکنده را به حداقل رسانده است.
پیامدهای سکوت و عدم برخورد قاطع
تعلل در بازداشت و متلاشی کردن این شبکه، اثرات مخربی بر هویت تاریخی و امنیت منطقه برجای میگذارد:
تخریب زنجیرهای سایر تپههای منطقه: این باند با تثبیت مصونیت خود، اکنون به سراغ سایر محوطههای ثبتنشده در پیرامون باغصفا رفته و تخریب زنجیرهای تپههای تاریخی را به یک رویه عادی تبدیل کرده است.
نابودی بازگشتناپذیر دادههای باستانشناختی: ورود بیل مکانیکی به لایههای باستانی، تمامی شواهد سفالی، استخوانی، معماری و دورههای زمانی را در چند دقیقه خرد کرده و امکان بازسازی تاریخ منطقه را برای همیشه از بین میبرد.
ترویج حس بیقانونی در جوامع محلی: تماشای غارت علنی یک محوطه باستانی بدون برخورد قانونی، ساکنان بومی را از کارآمدی مراجع نظارتی ناامید کرده و به مرور زمینه شکلگیری گروههای مشابه را فراهم میسازد.
اقدامات فوری مورد نیاز:
برای متوقف کردن فعالیت این باند، ثبت اضطراری و تعیین عرصه و حریم تل خاکی توسط ادارهکل میراث فرهنگی استان، ورود مستقیم دادستان شهرستان به عنوان مدعیالعموم جهت بررسی فعالیت های غیر قانونی در منطقه، و بازجویی فوری از اعضای شناساییشده این شبکه بر پایه گزارشهای میدانی ضروری است.
باستان دوست