- نگاه کلی به شناسنامه و کارنامه دکتر یوسف مجیدزاده
- از تبریز تا تهران؛ سالهای کودکی و شکلگیری یک رویا
- پرواز به شیکاگو؛ شاگردی در مکتب بزرگترین شرقشناسان جهان
- بازگشت به وطن، کاوش در دشت قزوین و زخمِ اخراج از دانشگاه
- بازگشت دوباره به خاک ایران؛ از تپه ازبکی تا معجزه جیرفت
- ۱. کاوش در تپه ازبکی (۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴)
- ۲. جیرفت؛ کشف تمدنی که تاریخ جهان را لرزاند (۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷)
- نظریه «آراتا»؛ چرا مجیدزاده باستانشناسان غربی را به چالش کشید؟
- مهمترین کتابها و آثار مکتوب دکتر یوسف مجیدزاده
- واقعیت ماجرای درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده و سالهای پایانی زندگی
- سوالات متداول درباره دکتر یوسف مجیدزاده (FAQ)
وقتی نام «جیرفت» و تمدن باشکوه حاشیه هلیلرود به میان میآید، تصویر مردی با موهای سپید، کلاهی آفتابگیر بر سر و نگاهی نافذ در ذهن هر علاقهمند به تاریخ ایران نقش میبندد؛ مردی که با شجاعت علمی خود، معادلات باستانشناسی جهان را بر هم زد و نگاه تکبعدی غرب به «بینالنهرین» را به چالش کشید. دکتر یوسف مجیدزاده تنها یک کاوشگر نیست؛ او راویِ فصلهای فراموششدهای از تاریخ فلات ایران است که هزاران سال زیر خروارها خاک مدفون مانده بودند.
در این مطلب از مجله اینترنتی باستانشناس، قصد داریم سفر پرفرازونشیب زندگی این استاد برجسته را از کوچههای تبریز تا تالارهای دانشگاه شیکاگو، تبعید ناخواسته به پاریس و بازگشت پیروزمندانه به دشتهای تشنه جیرفت مرور کنیم.
نگاه کلی به شناسنامه و کارنامه دکتر یوسف مجیدزاده
| عنوان | جزئیات |
|---|---|
| نام کامل | یوسف مجیدزاده |
| تاریخ تولد | ۵ اسفند ۱۳۱۶ (۲۴ فوریه ۱۹۳۸) |
| محل تولد | تبریز، ایران |
| تحصیلات | دکتری باستانشناسی پیش از تاریخ از دانشگاه شیکاگو آمریکا |
| اساتید شاخص | دکتر عزتالله نگهبان، هلن کانتور، رابرت مککورمیک آدامز |
| مهمترین کاوشها | تپه قبرستان قزوین، تپه ازبکی البرز، محوطههای باستانی جیرفت (کنار صندل) |
| مهمترین نظریه علمی | انطباق تمدن هلیلرود (جیرفت) با سرزمین افسانهای «آراتا» |
از تبریز تا تهران؛ سالهای کودکی و شکلگیری یک رویا
یوسف مجیدزاده در پنجمین روز از اسفندماه سال ۱۳۱۶ در خانوادهای فرهیخته در شهر تبریز چشم به جهان گشود. از همان سالهای کودکی حس کنجکاوی عجیبی نسبت به گذشته و بناهای کهن در وجودش زبانه میکشید. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در زادگاهش و در دبیرستان نامدار «فردوسی» تبریز به پایان رساند.
در اواخر دهه ۱۳۳۰، مجیدزاده جوان بار سفر بست و برای ادامه تحصیل راهی پایتخت شد. ورود او به گروه باستانشناسی دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۹، نقطه عطفی در زندگیاش بود. در آن دوران، گروه باستانشناسی زیر نظر پدر باستانشناسی مدرن ایران، زندهیاد دکتر عزتالله نگهبان، دوران طلایی خود را سپری میکرد. مجیدزاده در کنار همدورهایهای برجستهای همچون صادق ملک شهمیرزادی، مسعود آذرنوش و میرعابدین کابلی، الفبای کاوش علمی را آموخت و در سال ۱۳۴۳ مدرک کارشناسی خود را دریافت کرد.
پرواز به شیکاگو؛ شاگردی در مکتب بزرگترین شرقشناسان جهان
عطش یادگیری مجیدزاده با پایان دوره کارشناسی فروکش نکرد. او در سال ۱۳۴۷ با تشویق دکتر نگهبان برای ادامه تحصیل در معتبرترین مرکز مطالعات باستانشناسی جهان، یعنی مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو (Oriental Institute)، راهی ایالات متحده شد.
او در شیکاگو افتخار شاگردی اساتید افسانهای باستانشناسی جهان همچون هلن کانتور (Helene J. Kantor) و رابرت مککورمیک آدامز را پیدا کرد. مجیدزاده در سال ۱۳۵۵ (۱۹۷۶ میلادی) با دفاع از رساله دکتری خود با موضوع «سفالهای دوره آغاز ادبیات در بینالنهرین و ارتباط آن با فلات ایران»، موفق به اخذ درجه دکتری در رشته باستانشناسی دوران پیش از تاریخ شد. دقت کمنظیر او در گونهشناسی سفال و تسلطش بر متون میخی و باستانشناسی میانرودان، از او محققی طراز اول در سطح بینالمللی ساخت.
بازگشت به وطن، کاوش در دشت قزوین و زخمِ اخراج از دانشگاه
بلافاصله پس از دریافت مدرک دکتری، دکتر مجیدزاده در سال ۱۳۵۵ به ایران بازگشت و به عنوان استادیار در گروه باستانشناسی دانشگاه تهران مشغول به تدریس شد. در همین سالها بود که سرپرستی کاوش در تپه قبرستان (در دشت قزوین) را بر عهده گرفت. کشف کارگاههای پیشرفته ذوب و تولید مس متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاد در این محوطه، نام او را به عنوان کاوشگری دقیق بر سر زبانها انداخت.
با وقوع انقلاب و سپس انقلاب فرهنگی، فضای دانشگاهها دستخوش تغییرات شدیدی شد. دکتر مجیدزاده با وجود تعهد علمی بیبدیل و تربیت دهها دانشجوی نخبه، در سال ۱۳۶۷ به شکلی ناگهانی و تلخ بازنشسته پیش از موعد و در واقع از دانشگاه تهران کنار گذاشته شد.
«بیرون رفتن از دانشگاه تهران برایم مثل جدا شدن مادر از فرزند بود. من برای میز و صندلی به ایران نیامده بودم؛ آمده بودم تا خاک وطنم را ورق بزنم و تاریخش را به جوانان این مرز و بوم یاد بدهم.»
— برگرفته از خاطرات دکتر یوسف مجیدزاده
پس از این اتفاق تلخ، او در سال ۱۳۶۸ ناگزیر به مهاجرت شد و در پاریس اقامت گزید. در دوران حضور در فرانسه، دانشگاههای معتبری همچون هاروارد، آکسفورد، کمبریج و سوربن میزبان سخنرانیها و پژوهشهای او بودند، اما دل مجیدزاده همچنان در گروِ تپههای باستانی ایران بود.
بازگشت دوباره به خاک ایران؛ از تپه ازبکی تا معجزه جیرفت
ده سال دوری از میدانهای کاوش ایران در سال ۱۳۷۷ به پایان رسید. با دعوت سید محمد بهشتی (رئیس وقت سازمان میراث فرهنگی)، دکتر مجیدزاده بدون درنگ چمدانهایش را بست و به ایران بازگشت تا فصل تازهای از باستانشناسی میدانی کشور را رقم بزند.
۱. کاوش در تپه ازبکی (۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴)
نخستین ایستگاه او پس از بازگشت، محوطه باستانی ازبکی در شهرستان نظرآباد (استان البرز کنونی) بود. او طی شش فصل کاوش نفسگیر در این تپه ۲۶ متری، توالی فرهنگی شگفتانگیزی از هزاره هفتم پیش از میلاد تا دوران مادها را شناسایی کرد. کشف خشتهای دستساز کهن و دژ عظیم مادی در ازبکی، تاریخ شهرنشینی و معماری در فلات مرکزی ایران را دگرگون ساخت.
۲. جیرفت؛ کشف تمدنی که تاریخ جهان را لرزاند (۱۳۸۱ تا ۱۳۸۷)
در زمستان ۱۳۸۱، طغیان رودخانه هلیلرود در جنوب کرمان، گورستانهای باستانی منطقه را نمایان کرد و غارتگران شبانه به جان تاریخ افتادند. سازمان میراث فرهنگی، یوسف مجیدزاده را به عنوان سرپرست هیئت کاوشهای نجاتبخشی راهی جیرفت کرد.
مجیدزاده با کاوش در تپههای کنار صندل شمالی و جنوبی، سازههای معماری عظیم (زیگوراتمانند)، کتیبههای آجری با خطوط ناشناخته و آثار هنری بینظیری از سنگ صابون (کلریت) با نقوش اساطیری کشف کرد. او با شجاعت علمی اعلام کرد که جیرفت نه یک محوطه حاشیهای، بلکه کانون یک تمدن مستقل در هزاره سوم پیش از میلاد بوده است؛ تمدنی که او آن را با نام «تمدن هلیلرود» به جهانیان معرفی کرد.
نظریه «آراتا»؛ چرا مجیدزاده باستانشناسان غربی را به چالش کشید؟
یکی از مهمترین دستاوردهای نظری دکتر مجیدزاده، مطرح کردن فرضیه انطباق جیرفت با سرزمین افسانهای «آراتا» (Aratta) است. در الواح گلی سومری (بهویژه حماسههای «انمرکار و فرمانروای آراتا»)، از سرزمینی ثروتمند در شرق میانرودان یاد شده که معدن سنگهای قیمتی و لاجورد بوده و هنرمندان چیرهدستی داشته است.
مجیدزاده استدلال کرد که:
- برخلاف دیدگاه سنتی غربیها که بینالنهرین (عراق امروزی) را تنها گهواره تمدن باستان میدانند، تمدن هلیلرود در جیرفت همزمان و حتی در برخی جنبههای هنری پیشروتر از سومر بوده است.
- آثار سنگی مکشوفه در بینالنهرین که پیشتر تصور میشد در خود میانرودان ساخته شدهاند، در واقع صادرات هنرمندان جیرفتی به شهرهای سومری بودهاند.
این نظریه، موجی از موافقتها و مخالفتها را در محافل آکادمیک جهان به راه انداخت و نام جیرفت را وارد کتابهای مرجع تاریخ باستان کرد.
مهمترین کتابها و آثار مکتوب دکتر یوسف مجیدزاده
دکتر مجیدزاده علاوه بر فعالیتهای میدانی، نویسندهای پرکار بوده و کتابهای او امروزه از منابع اصلی کنکور کارشناسی ارشد و دکتری باستانشناسی در ایران محسوب میشوند:
- بینالنهرین در دوران پیش از تاریخ (مرجع اصلی شناخت فرهنگهای پیشاتاریخی میانرودان به زبان فارسی)
- آغاز شهرنشینی در ایران
- سنگ لاجورد و جاده بزرگ خراسان
- جیرفت، کهنترین تمدن شرق
- حفاریهای محوطه باستانی ازبکی (مجموعه چندجلدی گزارشهای علمی کاوش)
- سرگذشت یک باستانشناس (خاطرات)؛ روایتی صریح و خواندنی از چالشها، پشتپردههای باستانشناسی ایران و زندگی شخصی او.
واقعیت ماجرای درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده و سالهای پایانی زندگی
در فضای مجازی و موتورهای جستجو، بارها عبارت «درگذشت دکتر یوسف مجیدزاده» توسط کاربران جستجو شده و گاه شایعاتی در این باره منتشر گردیده است.
لازم به ذکر است که بخشی از این جستجوها ناشی از تشابه جایگاه علمی او با همدورهایهای فقیدش (همچون زندهیاد دکتر صادق ملک شهمیرزادی که در سال ۱۳۹۹ درگذشت یا زندهیاد دکتر مسعود آذرنوش) است. دکتر یوسف مجیدزاده سالهای پایانی عمر پربار خود را در کشور فرانسه و در کنار خانوادهاش سپری کرده و با وجود کهولت سن و چالشهای جسمی، تا آخرین توانِ خود دست از نوشتن و انتشار گزارشهای نهایی کاوشهای جیرفت و ازبکی برنداشته است.
نام یوسف مجیدزاده، چه در قید حیات باشد و چه روزی به ابدیت بپیوندد، برای همیشه با خشتهای کنار صندل، عقابهای سنگی هلیلرود و تاریخ پرافتخار ایرانزمین گره خورده است؛ میراثی که هیچ غباری قادر به پوشاندن درخشش آن نخواهد بود.
سوالات متداول درباره دکتر یوسف مجیدزاده (FAQ)
۱. دکتر یوسف مجیدزاده به چه دلیلی شهرت جهانی دارد؟ او بیش از هر چیز به دلیل سرپرستی کاوشهای باستانشناسی در جیرفت کرمان و معرفی «تمدن هلیلرود» به عنوان یکی از کهنترین تمدنهای شرق باستان (و ارتباط دادن آن با سرزمین آراتا) شهرت جهانی دارد.
۲. تحصیلات دکتر مجیدزاده در چه رشتهای و از کدام دانشگاه است؟ ایشان کارشناسی باستانشناسی را از دانشگاه تهران (۱۳۴۳) و دکتری باستانشناسی پیش از تاریخ را از مؤسسه شرقشناسی دانشگاه شیکاگو آمریکا (۱۳۵۵) دریافت کرده است.
۳. مهمترین محوطههایی که توسط یوسف مجیدزاده کاوش شدهاند کداماند؟ تپه قبرستان در دشت قزوین، تپه ازبکی در شهرستان نظرآباد البرز، و محوطههای کنار صندل شمالی و جنوبی در جیرفت کرمان، سه محور اصلی کاوشهای میدانی او هستند.














ارسال دیدگاه