باستانشناسان در جریان کاوش یک گورپشته (کورگان) در جنوب غربی روسیه، موفق به کشف سنگ کلیه ۵۳۰۰ ساله به اندازه یک حبه انگور شدند که به مردی از عصر مفرغ تعلق دارد. یافتههای این پژوهش دیرینآسیبشناسی نشان میدهد این مرد باستانی که در نزدیکی دریای سیاه در آرامگاهی یادمانی دفن شده بود، سالهای پایانی عمر خود را با عفونت مزمن مجاری ادراری و دردهای طاقتفرسا سپری کرده و احتمالاً بر اثر عوارض همین بیماری جان باخته است.
زئیات کشف سنگ کلیه ۵۳۰۰ ساله در گورپشته استاوروپول
بر اساس پژوهشی جدید که در نشریه علمی Archaeological and Anthropological Sciences منتشر شده است، تیمی از پژوهشگران به سرپرستی «ناتالیا برزینا» (Natalia Berezina)، انسانشناس دانشگاه دولتی لومونوسوف مسکو، شیء کوچک و سنگمانندی را که از یک گور متعلق به عصر مفرغ قدیم در منطقه «بلندیهای استاوروپول» (Stavropol Upland) در جنوب غربی روسیه به دست آمده بود، مورد بررسی دقیق قرار دادند.
این آرامگاه بخشی از یک گورستان کورگانی بود؛ سنتی تدفینی در استپهای باستانی که در آن پشتهای بزرگ از خاک (گورپشته) بر فراز گور اصلی ساخته میشد. باستانشناسان هنگام کاوش این تپه باستانی، به یک «گور دخمهای» (Catacomb grave) برخوردند که اسکلت مردی حدوداً چهلساله از ۵۳۰۰ سال پیش را در خود جای داده بود. همچنین در نزدیکی استخوان لگن این فرد، یک پیکان از جنس سنگ چخماق کشف شد.
برزینا، نویسنده ارشد این مقاله، تأکید میکند که این فرد با یک عفونت مزمن ادراری-تناسلی زندگی میکرده است. به گفته او، این بیماری یک عارضه کوتاهمدت نبوده و سالهای پایانی زندگی این مرد عصر مفرغ، بیتردید با دردی شدید و دائمی همراه بوده است.
کشف شیء بلورین در میان استخوانهای دست
نکته جالب توجه اینجاست که این سنگ در جریان خاکبرداری اولیه در میدان کاوش دیده نشد، بلکه پس از انتقال اسکلت به آزمایشگاه و در حین بررسیهای دقیق، پژوهشگران متوجه حضور شیء عجیب و سنگمانندی در میان استخوانهای دست او شدند.
این شیء قهوهایرنگ، کرویشکل و دارای چندین برجستگی در سطح خود بود و با قطری حدود ۲٫۱ سانتیمتر، ابعادی کموبیش برابر با یک حبه انگور داشت. وجود یک ترک کوچک بر روی سطح این نمونه، ساختاری شبیه به بلور (کریستال) را در بخش درونی آن نمایان میکرد.
آزمایشهای پرتو ایکس و شناسایی کانی نادر «ویتلوکیت»

پژوهشگران برای رمزگشایی از ماهیت و ترکیبات این شیء کوچک، از چندین روش تحلیلی پیشرفته بهره گرفتند:
- طیفسنجی فلورسانس پرتو ایکس (XRF): نخستین آزمایشها نشان داد که عناصر اصلی تشکیلدهنده این توده، کلسیم و فسفر هستند.
- پراش پودری پرتو ایکس (XRD): در گام بعدی، برای شناسایی دقیق ساختارهای بلوری از این روش استفاده شد.
نتایج آزمایشها در کنار کانیهای معمول، حضور کانی نادری از نمک کلسیم به نام «ویتلوکیت» (Whitlockite) را آشکار کرد؛ ترکیبی که پیشتر حضور آن در سنگهای کلیه، مثانه و پروستات انسان شناخته شده بود.
این تودههای سخت که در اصطلاح پزشکی به طور کلی «سنگ» (Calculus) نامیده میشوند، از رسوب کانیهایی مانند نمکهای حاوی کلسیم شکل میگیرند. اگرچه سنگهای کلیه و مثانه معمولاً ترکیبات بسیار مشابهی دارند، اما بسته به اندامی که در آن تشکیل میشوند، چگونگی روند شکلگیری و ساختار شیمیایی دقیقشان، تفاوتهایی با یکدیگر دارند.
ارتباط مستقیم ویتلوکیت با عفونتهای باکتریایی
کانی ویتلوکیت در بدن انسان پیوند بسیار نزدیکی با عفونتهای باکتریایی دارد. بر همین اساس، دانشمندان نتیجهگیری کردند که این مرد عصر مفرغ به یک عفونت مزمن مبتلا بوده که زمینهساز اصلی شکلگیری این سنگ شده است.
پژوهشگران در گزارش خود مینویسند که با در نظر گرفتن تمام شواهد موجود، محتملترین منشأ این یافته، سنگ کلیه ناشی از عفونت مزمن بخش فوقانی مجاری ادراری است. به بیان سادهتر، این فرد با عفونتهای مزمن یا مکرر مجاری ادراری دستوپنجه نرم میکرده که با تغییر میزان اسیدیته ادرار و افزایش احتمال رسوب کانیها، به تشکیل این سنگ و بروز دردهای طاقتفرسا منجر شده است.
آیا سنگ کلیه عامل مرگ مرد عصر مفرغ بوده است؟
دانشمندان هنوز به طور قطع نمیدانند که چه عاملی سبب بروز مشکلات مجاری ادراری در این فرد شده و آیا این عارضه مستقیماً به مرگ او انجامیده است یا خیر. همچنین با توجه به اینکه سنگهای کلیه گاهی به سمت مثانه حرکت میکنند، مشخص نیست در لحظه مرگ، این سنگ دقیقاً در کدام بخش از بدن او قرار داشته است.
با این حال، اگر این سنگ ۲٫۱ سانتیمتری مجرای «حالب» (میزنای؛ دو لوله بلندی که کلیهها را به مثانه متصل میکنند) را مسدود کرده باشد، میتوانسته به تورم کلیه، عفونت ثانویه یا «سپسیس» (عفونت خون) منجر شود؛ عوارضی که پیش از کشف آنتیبیوتیکها در دنیای مدرن، در بیشتر موارد کشنده و مرگبار بودند. از دیگر احتمالات مطرحشده برای تشکیل این سنگ، بروز عفونت باکتریایی در غده پروستات یا ابتلا به یک بیماری مقاربتی است.
سبک زندگی طاقتفرسا در استپهای عصر مفرغ قفقاز شمالی
بررسیهای انسانشناختی بر روی اسکلت این مرد نشان میدهد که او در جامعه استپنشین عصر مفرغ قدیم، احتمالاً به طور مداوم در حال کوچ و جابهجایی بوده و آسیبهای ثبتشده بر روی استخوانهایش، گواهی بر یک زندگی فیزیکی بسیار سخت و طاقتفرسا است.
شواهد اسکلتی گویای این واقعیتهای زیستی هستند:
- ساختار بدنی نیرومند اما فرسوده: استخوانهای او نشان میدهند که فردی عضلانی و نیرومند بوده، اما در عین حال از بیماری تحلیلبرنده مفاصل (آرتروز) در ستون فقرات، شانهها، مفصل ران، دستها و پاها رنج میبرده است.
- شکستگیهای التیامیافته متعدد: آثار چهار شکستگی جوشخورده در شانه راست، دندهها و ساعد او مشاهده شده است.
به گفته ناتالیا برزینا، مردمان این فرهنگ باستانی در استپهای باز با گاوها و ارابههای سنگین کار میکردند و آسیبهای بدنی کشفشده نیز مستقیماً ناشی از همین فعالیتهای دشوار روزمره است. تیم برزینا پیشتر نیز در مطالعهای بر روی یک گورستان در همین حوالی، اسکلت مردی را یافته بودند که چند سال پیش از مرگش، بر اثر عبور یک ارابه از روی بدنش به شدت مجروح شده بود.
برزینا توضیح میدهد که با توجه به چنین پیشینهای از زندگی پرخطر در استپها، وجود چهار شکستگی التیامیافته در اسکلت این مرد چندان غیرعادی به نظر نمیرسد. با وجود این، پژوهشگران تأکید میکنند که سنگ مجاری ادراری زندگی را برای او به شدت دشوار کرده بود و این فرد از یک عفونت مزمن، دردناک و تحلیلبرنده رنج میبرده که کیفیت زندگیاش را به شکل چشمگیری کاهش داده بود.
نتیجهگیری
کشف سنگ کلیه ۵۳۰۰ ساله در گورپشته استاوروپول روسیه، دریچهای کمنظیر به سوی دیرینآسیبشناسی (پالئوپاتولوژی) و رنجهای جسمانی انسانهای عصر مفرغ میگشاید. این یافته ارزشمند نشان میدهد که کوچنشینان استپهای قفقاز شمالی، افزون بر خطرات محیطی، کار طاقتفرسا با ارابههای سنگین و آسیبهای اسکلتی، با بیماریهای درونی و عفونتهای مزمنی روبهرو بودند که در غیاب دانش پزشکی امروزی، سالها درد مداوم را بر آنان تحمیل میکرد.

















ارسال دیدگاه