- خیز بزرگ پکن؛ ورود رسمی هوش مصنوعی و رباتیک به باستانشناسی چین
- توسعه مدلهای هوش مصنوعی برای بازسازی آثار باستانی
- تجربه موفق و شگفتانگیز محوطه باستانی سانشینگدویی
- ترکیب هوش مصنوعی و سنجش از دور برای کشف بقایای باستانی
- شناسایی دیوار بزرگ چین با الگوریتمهای یادگیری عمیق
- فراتر از هوش مصنوعی؛ واکاوی دیانای باستانی و رباتیک اعماق دریا
- ۱. رمزگشایی از تاریخ با دیانای باستانی (Ancient DNA)
- ۲. رباتیک زیرآب و کاوش در کشتیهای غرقشده
- گسترش دیپلماسی و همکاریهای بینالمللی باستانشناسی
- چشمانداز آینده؛ تکمیل روشهای سنتی، نه جایگزینی آنها
- میراث ایران در محاصره حفاران غیرمجاز؛ تراژدی غارت در عصر هوش مصنوعی
- ۱. تقابل جراحی دیجیتال با تخریب لایههای باستانی
- ۲. خلأ سنجش از دور و پایش هوشمند در حفاظت از محوطههای ایران
- ۳. نابودی گنجینههای ژنتیک و رسوبات پارینهسنگی
تصور کنید در یک سوی قاره آسیا، الگوریتمهای پیشرفته و بازوهای رباتیک بدون آنکه حتی یک خراش میلیمتری بر پیکره آثار باستانی وارد کنند، قطعات شکسته هزارانساله را در فضای مجازی به هم پیوند میزنند؛ و در سوی دیگر، محوطه های باستانی در تاریکی شب با کلنگ، بیل مکانیکی و دینامیت شکافته میشوند. قرار گرفتن باستانشناسی چین در مسیر ۵ ساله هوش مصنوعی در برابر واقعیت تلخ میراث ایران در محاصره حفاران غیرمجاز، روایت دو رویکرد کاملاً متضاد به تاریخ و هویت بشری است. در این گزارش جامع از «مجله اینترنتی باستانشناس»، ابتدا انقلاب فناورانه چین در سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ را مرور میکنیم و سپس، نگاهی عمیق و آسیبشناسانه به بحران غارت محوطههای تاریخی در ایران خواهیم داشت.
خیز بزرگ پکن؛ ورود رسمی هوش مصنوعی و رباتیک به باستانشناسی چین
کشور چین تصمیم گرفته است فناوریهای فوقپیشرفته را بهطور گسترده وارد میدان پژوهشهای باستانشناسی کند. در برنامه پنجساله جدید این کشور، چهار دانش کلیدی یعنی «هوش مصنوعی» (AI)، «سنجش از دور» (Remote Sensing)، «تحلیل دیانای باستانی» (Ancient DNA) و «رباتیک زیرآب» در صدر اولویتهای کاوش و پژوهش قرار گرفتهاند.
اداره ملی میراث فرهنگی چین (NCHA) در ماه اکتبر از برنامه کاری باستانشناسی خود برای بازه زمانی ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ رونمایی کرد. به گزارش روزنامه «ساوت چاینا مورنینگ پست»، این راهبرد ملی شامل توسعه مدلهای تخصصی هوش مصنوعی برای مرمت و بازسازی مجازی آثار تاریخی است. همزمان با این اقدام، پژوهشهای علمی درباره جمعیتهای انسانی باستان و مسیرهای تجاری دریایی تاریخی نیز گسترش چشمگیری خواهد یافت.
این برنامه کلان، چارچوب همکاریهای بینالمللی باستانشناسی چین را نیز مشخص کرده است که شامل پژوهشهای میدانی مشترک با مؤسسات علمی در کشورهای مصر، یونان، عربستان سعودی و تونس میشود. علاوه بر این، پکن قصد دارد زیرساختهای پژوهشی خود را از طریق تأسیس یک آزمایشگاه باستانشناسی در سطح ملی و ساخت «موزه ملی باستانشناسی دریایی» که هماکنون در شهر بندری چینگدائو (Qingdao) در دست احداث است، به شدت تقویت کند.
البته برخی از فناوریهای مطرحشده در این طرح، پیشتر در پروژههای باستانشناسی چین آزمایش خود را پس دادهاند. برای نمونه، بازسازی آثار به کمک هوش مصنوعی در محوطه باستانی مشهور «سانشینگدویی» (Sanxingdui) به خوبی نشان داده است که فناوری بینایی کامپیوتر (Computer Vision) و مدلسازی سهبعدی چگونه میتوانند به باستانشناسان در بررسی و احیای دستساختههای آسیبدیده کمک کنند.
توسعه مدلهای هوش مصنوعی برای بازسازی آثار باستانی
در جریان کاوشهای باستانشناسی، اغلب هزاران شیء شکسته، آسیبدیده یا تکهتکه شده از دل خاک بیرون میآید. پژوهشگران ناچارند این قطعات را با وسواس زیادی بررسی کنند تا متوجه شوند کدام تکهها به یکدیگر تعلق دارند؛ فرآیندی که بهویژه هنگام کشف قطعات از ترانشهها و بخشهای مجزای یک محوطه باستانی، بسیار پیچیده و زمانبر است.
سیستمهای هوش مصنوعی پیشنهادی در طرح جدید چین، دادههای باستانشناسی را به دقت واکاوی میکنند، قطعات مجزا را تشخیص میدهند و پیوندهای احتمالی میان آنها را شناسایی میکنند. این فناوری به پژوهشگران امکان میدهد بدون دستکاری فیزیکی یا وارد کردن کمترین آسیب به اصل اثر، بازسازیهای دیجیتالی دقیقی را خلق کنند.
تجربه موفق و شگفتانگیز محوطه باستانی سانشینگدویی

چین پیشتر این رویکرد فناورانه را در محوطه باستانی سانشینگدویی در استان سیچوآن آزموده است. در این پروژه پیشگامانه، «آزمایشگاه فرهنگ دیجیتال تنسنت» (Tencent) با «مؤسسه آثار فرهنگی و باستانشناسی سیچوآن» همکاری نزدیکی را آغاز کرد. این تیم مشترک با ترکیب هوش مصنوعی، بینایی کامپیوتر و مدلسازی سهبعدی، اشیای مفرغی (برنزی) را بررسی کردند تا دریابند قطعات شکسته چگونه در کنار یکدیگر چفت میشوند.
یکی از نمونههای درخشان این پروژه، تندیس مفرغی یک جانور افسانهای چهارپا بود که نیایشگری زانوزده را بر پشت خود حمل میکرد. دو بخش اصلی این تندیس در سال ۲۰۲۱ در گودالهای کاوش کاملاً جداگانهای کشف شده بودند. باستانشناسان با مشاهده آثار شکستگی و نشانههایی بر پشت جانور و زانوهای فرد نیایشگر، حدس زدند که این دو قطعه در اصل به یک پیکره واحد تعلق داشتهاند.
تیم تحقیقاتی با بهرهگیری از مدلسازی سهبعدی و محاسبات مبتنی بر هوش مصنوعی، ابعاد، تناسبات هندسی، وزن و نقطه تعادل این دو قطعه را با یکدیگر مقایسه کرد. نتایج این محاسبات دقیق تأیید کرد که هر دو بخش، اجزای یک مجسمه واحد بودهاند. همچنین فناوری بینایی کامپیوتر به صاف کردن بخشهای کجشده و تغییرشکلیافته کمک کرد و اجزای مفقودشده تندیس، از جمله یک گوش و یک بازو را بهصورت دیجیتالی بازسازی نمود.
پژوهشگران در گام بعدی، یک الگوریتم یادگیری عمیق (Deep-learning) سهبعدی را برای شناسایی ارتباط میان قطعات متعدد، حتی در شرایطی که برخی تکههای واسط گم شده بودند، آزمایش کردند. شرکت تنسنت این روش را با استفاده از مجموعه دادههای شبیهسازیشده ارزیابی کرد و اکنون برنامه ملی جدید چین قصد دارد این قابلیتهای پیشرفته را به تمامی پروژههای باستانشناسی در سراسر این کشور تعمیم دهد.
ترکیب هوش مصنوعی و سنجش از دور برای کشف بقایای باستانی

یکی دیگر از محورهای کلیدی این راهبرد، بهرهگیری از هوش مصنوعی برای تحلیل دادههای «سنجش از دور» است که از طریق هواپیماها، پهپادها و ماهوارهها گردآوری میشوند. تصاویر ماهوارهای و عکسهای هوایی پهنههای جغرافیایی بسیار وسیعی را پوشش میدهند و به باستانشناسان اجازه میدهند چشماندازهای تاریخی بزرگی را که پیمایش زمینی آنها نیازمند ماهها عملیات میدانی طاقتفرساست، به سرعت بررسی کنند.
فناوری تشخیص تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای مرتبط با سازههای باستانی، دیوارها و سایر عوارض تاریخی در دل طبیعت، فرآیند پردازش و تحلیل این تصاویر را به شدت سرعت میبخشد.
شناسایی دیوار بزرگ چین با الگوریتمهای یادگیری عمیق
یک نمونه عملی و موفق از این فناوری، در پژوهشی مربوط به سال ۲۰۲۲ در نشریه معتبر International Journal of Applied Earth Observation and Geoinformation منتشر شده است. در این مطالعه، دانشمندان یک مدل ارتقایافته یادگیری عمیق به نام «DeepLabv3+» را طراحی کردند تا بقایای دیوار بزرگ چین متعلق به سلسله هان (Han Dynasty) را در شمالغرب این کشور با استفاده از تصاویر هوایی با وضوح بسیار بالا شناسایی کنند.
این مدل هوشمند از شبکه استخراج ویژگی «ResNet101» و یک روش آموزشی بهینهشده برای تشخیص سازههای خطی، طولانی و باریک دیوار باستانی بهره میبرد. در جریان آزمایشها، این سیستم به نتایج فوقالعادهای دست یافت:
- میزان دقت (Accuracy): ۹۸.۳۷ درصد
- نرخ بازخوانی و تشخیص (Recall): ۹۸.۹۲ درصد
- امتیاز F1 (میانگین همساز دقت و بازخوانی): ۹۸.۶۴ درصد
پژوهشگران برای اطمینان از کارایی واقعی سیستم، این مدل را در یک منطقه جغرافیایی کاملاً جدید که هیچ دادهای از آن در مرحله آموزش اولیه به هوش مصنوعی داده نشده بود، آزمایش کردند. سیستم موفق شد ۷۰.۸۲ درصد از بقایای دیوار بزرگ را در آن منطقه ناشناخته به درستی شناسایی کند که نشاندهنده پتانسیل کمنظیر آن برای کمک به بررسیهای باستانشناسی در اقلیمهای گوناگون است.
شایان ذکر است که هرچند برنامه جدید باستانشناسی چین، سنجش از دور را به عنوان یک ابزار پژوهشی مهم معرفی میکند، اما مطالعه دیوار بزرگ پیش از اعلام این طرح انجام شده است. بنابراین، این پژوهش باید به عنوان یک نمونه علمی اثباتشده از کارایی این فناوری درک شود، نه پروژهای که تازه در قالب این راهبرد جدید تعریف شده باشد.
فراتر از هوش مصنوعی؛ واکاوی دیانای باستانی و رباتیک اعماق دریا
اگرچه هوش مصنوعی بخش مهمی از این برنامه پنجساله را تشکیل میدهد، اما برنامههای اداره ملی میراث فرهنگی چین فراتر از بازسازی دیجیتال و تحلیل خودکار تصاویر ماهوارهای است و دو قلمرو جذاب دیگر را نیز در بر میگیرد.
۱. رمزگشایی از تاریخ با دیانای باستانی (Ancient DNA)
پژوهشهای دیانای باستانی یکی دیگر از اولویتهای اصلی این طرح است. دانشمندان قصد دارند جمعیتهای انسانی اولیه، مسیرهای مهاجرتی و روابط خویشاوندی و ژنتیکی آنها با سایر گروههای انسانی در سراسر شرق آسیا و پهنه اوراسیا را بررسی کنند.
نمونه بارز پتانسیل علمی این حوزه را میتوان در «غار کارستی بایشیا» (Baishiya Karst Cave) در فلات تبت مشاهده کرد. در سال ۲۰۱۹، پژوهشگران از طریق تحلیل پروتئینهای باستانی مشخص کردند که یک استخوان فک پایین با قدمت دستکم ۱۶۰ هزار سال، متعلق به جمعیتی مرتبط با انسانتبارهای منقرضشده «دنیسووا» (Denisovan) است.
در مطالعه جداگانهای که در سال ۲۰۲۰ در نشریه Science منتشر شد، دانشمندان موفق شدند دیانای میتوکندریایی انسان دنیسووا را مستقیماً از رسوبات خاک داخل همین غار استخراج کنند. این کشفیات نشان میدهد که روشهای مولکولی چگونه میتوانند جزئیاتی را درباره جمعیتهای باستانی فاش کنند که هرگز به تنهایی از طریق بررسی بقایای اسکلتی و دستساختهها قابل تشخیص نیستند.
۲. رباتیک زیرآب و کاوش در کشتیهای غرقشده
این برنامه ملی همچنین بر توسعه رباتیک زیرآب و تجهیزات حفاری در اعماق دریا، بهویژه برای بررسی کشتیهای غرقشده تاریخی تأکید ویژهای دارد. در اکتبر ۲۰۲۲، پژوهشگران چینی دو کشتی غرقشده متعلق به سلسله مینگ (Ming Dynasty) را در دریای چین جنوبی و در عمق حدود ۱۵۰۰ متری زیر سطح آب کشف کردند.
محققان برای بررسی این کشتیها از زیردریایی سرنشیندار «شنهای یونگشی» (Shenhai Yongshi به معنای جنگجوی اعماق دریا) در کنار زیردریاییهای بدون سرنشین و تجهیزات تصویربرداری تخصصی استفاده کردند.
تا ژوئن ۲۰۲۴، بیش از ۹۰۰ اثر تاریخی از بستر دریا بازیابی شد. ارزیابیهای اولیه تخمین زده بود که نخستین کشتی غرقشده حاوی بیش از ۱۰۰ هزار شیء، عمدتاً ظروف چینی و سفالین است (البته مخاطبان نباید تعداد تخمینی کل اشیای موجود در محوطه غرقگاه را با تعداد آثاری که تاکنون عملاً از آب بیرون کشیده شدهاند، اشتباه بگیرند). این دو کشتی، شواهد مستندی از تجارت دریایی پررونق و تبادلات فرهنگی در طول «جاده ابریشم دریایی» باستان ارائه میدهند. بر پایه همین موفقیتها، برنامه جدید خواستار توسعه هرچه بیشتر رباتهای زیرآب، تجهیزات غواصی عمیق و ابزارهای تخصصی کاوش در بستر دریا شده است.
گسترش دیپلماسی و همکاریهای بینالمللی باستانشناسی
راهبرد باستانشناسی چین تنها به مرزهای سرزمینی این کشور محدود نمیشود. اداره ملی میراث فرهنگی چین قصد دارد همکاریهای بینالمللی خود را از طریق کاوشهای میدانی مشترک در سراسر قاره آسیا، از جمله مناطق گویشوران زبانهای آسترونزیایی (Austronesian)، منطقه هیمالیا و مسیرهای تاریخی جاده ابریشم زمینی و دریایی گسترش دهد.
در حوزه مدیترانه و خاورمیانه نیز تیمهای پژوهشی چین با مؤسسات باستانشناسی در کشورهای مصر، یونان، عربستان سعودی و تونس همکاری خواهند کرد. تمرکز اصلی این مشارکتها بر مطالعه تمدنهای باستان، توسعه تجهیزات بررسی زیرآب، انجام اکتشافات در اعماق دریا و ارتقای روشهای حفاظت و مرمت میراث فرهنگی خواهد بود.
تأسیس یک آزمایشگاه ملی باستانشناسی برای پشتیبانی از تحقیقات علمی و توسعه فناوری، به همراه ساخت «موزه ملی باستانشناسی دریایی» در چینگدائو در کنار «پایگاه ملی باستانشناسی زیرآب» در دریای چین جنوبی، توانمندی این کشور را در کاوش و حفاظت از میراث فرهنگی زیرآب به شدت تقویت خواهد کرد.
چشمانداز آینده؛ تکمیل روشهای سنتی، نه جایگزینی آنها
برنامه ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۰ چین، اولویتهای علمی و فناورانهای را ترسیم میکند که میتواند شیوه انجام پژوهشهای باستانشناسی را در سالهای آینده دگرگون سازد. بازسازی مبتنی بر هوش مصنوعی بررسی اشیای خردشده را تسهیل میکند و سیستمهای یادگیری عمیق، شناسایی عوارض باستانی را در مجموعه دادههای عظیم ماهوارهای آسانتر میسازند. همچنین تحلیل دیانای باستانی و رباتیک زیرآب، دریچههای نوینی را برای دستیابی به شواهدی میگشایند که کاوشهای سنتی به راحتی به آنها دسترسی ندارند. همزمان، همکاریهای بینالمللی نیز دسترسی به محوطههای باستانی را گسترش داده و پژوهش درباره پیوندهای تاریخی میان تمدنهای گوناگون را تشویق میکند.
با این حال، این فناوریهای نوین هنوز با محدودیتهایی روبهرو هستند:
- بازسازیهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی همچنان نیازمند راستیآزمایی و تأیید نهایی توسط متخصصان باستانشناسی هستند.
- سیستمهای سنجش از دور ممکن است دچار خطای تشخیص شوند و عوارض طبیعی را با سازههای انسانی اشتباه بگیرند.
- پژوهشهای مولکولی و ژنتیکی کاملاً به میزان سالم ماندن مواد آلی مناسب در بستر خاک وابستهاند.
بنابراین، این راهبرد به معنای گسترش و تقویت روشهای موجود باستانشناسی است، نه جایگزینی کامل آنها. اینکه چین تا چه اندازه میتواند این فناوریها را در عمل به ابزارهای پژوهشی کارآمد تبدیل کند، با پیشرفت این برنامه پنجساله مشخص خواهد شد.
میراث ایران در محاصره حفاران غیرمجاز؛ تراژدی غارت در عصر هوش مصنوعی
مطالعه دقیق راهبرد ۵ ساله باستانشناسی چین، برای هر پژوهشگر و دغدغهمند تاریخ ایران، بیش از آنکه تحسینبرانگیز باشد، یادآور زخمی عمیق بر پیکره میراث فرهنگی کشورمان است. در شرایطی که باستانشناسی جهان و کشورهای آسیایی همچون چین در مسیر بهرهگیری از هوش مصنوعی و فناوریهای روز حرکت میکنند، میراث باستانی ایران در محاصره بیرحمانه حفاران غیرمجاز، باندهای قاچاق اموال فرهنگی و سوداگران توهم «گنجیابی» قرار گرفته است.
۱. تقابل جراحی دیجیتال با تخریب لایههای باستانی
در محوطه باستانی «سانشینگدویی»، متخصصان چینی از الگوریتمهای یادگیری عمیق و اسکن سهبعدی استفاده میکنند تا بدون لمس فیزیکی، تندیسهای مفرغی شکسته را در فضای مجازی بازسازی کنند. هدف این است که اصالت اثر و اطلاعات نهفته در آن دستنخورده باقی بماند.
اما در سوی دیگر، در تپههای باستانی جیرفت، لرستان، ایلام، شوش، فارس و خراسان، حفاران غیرمجاز با فلزیابهای قاچاق، کلنگ و حتی بیل مکانیکی به جان محوطههای تاریخی میافتند. فاجعه اصلی در حفاری غیرمجاز، صرفاً سرقت یک شیء تاریخی نیست؛ بلکه نابودی کامل «بافت باستانشناختی» (Context) و «لایهنگاری» (Stratigraphy) است. قاچاقچی برای رسیدن به یک سکه یا ظرف فلزی، دهها سفال، مهر، اسکلت و ساختار معماری را متلاشی میکند. شیئی که بدون ثبت علمی از دل خاک بیرون کشیده شود، همچون صفحهای پاره شده از یک کتاب نایاب است که دیگر نمیتوان جایگاه تاریخی آن را به درستی بازخوانی کرد.
۲. خلأ سنجش از دور و پایش هوشمند در حفاظت از محوطههای ایران
گزارش آرکئونیوز نشان میدهد که چگونه یک مدل هوش مصنوعی (DeepLabv3+) میتواند از طریق تصاویر ماهوارهای، بقایای دیوارهای باستانی را با دقت بیش از ۹۸ درصد در بیابانهای شمالغرب چین رصد کند.
ایران کشوری پهناور با صدها هزار تپه، محوطه و بنای تاریخی است که بخش بزرگی از آنها در مناطق کوهستانی، کویری و صعبالعبور قرار دارند. «یگان حفاظت میراث فرهنگی» با کمبود شدید نیروی انسانی، خودرو و تجهیزات پایش روبهروست. نبود سامانههای سنجش از دور، پهپادهای مجهز به دوربینهای حرارتی (دید در شب) و الگوریتمهای هوش مصنوعی برای رصد تغییرات سطح زمین در تپههای باستانی، دست حفاران غیرمجاز را برای غارت شبانه باز گذاشته است. در بسیاری از موارد، باستانشناسان ایرانی زمانی از فاجعه باخبر میشوند که یک محوطه پیش از تاریخ، به طور کامل شخم زده شده است.
۳. نابودی گنجینههای ژنتیک و رسوبات پارینهسنگی
استخراج دیانای انسان دنیسووا از «خاک و رسوبات» غار بایشیا در تبت، ثابت میکند که برای باستانشناسی مدرن، حتی خاکِ خالی از اشیا نیز یک گنجینه علمی است. فلات ایران و بهویژه غارهای رشتهکوه زاگرس و البرز، از مهمترین شاهراههای مهاجرت انسانهای نخستین (نئاندرتالها و انسان هوشمند) در جهان به شمار میروند.
متأسفانه، تب کاذب گنجیابی و فروش نقشههای جعلی دفینه در فضای مجازی، پای حفاران غیرمجاز را به غارهای باستانی ایران باز کرده است. زیرورو کردن کف غارها با بیل و کلنگ، رسوبات صدها هزار سالهای را که حاوی دیانای باستانی، گردههای گیاهان و شواهد اقلیمی است، برای همیشه نابود میکند؛ خسارتی که با هیچ بودجهای در آینده قابل جبران نخواهد بود.
نتیجهگیری
قرار گرفتن باستانشناسی چین در مسیر ۵ ساله هوش مصنوعی در کنار وضعیت تلخ میراث ایران در محاصره حفاران غیرمجاز، یک پیام روشن برای سیاستگذاران فرهنگی کشور دارد: حفاظت از تاریخ کهن ایران دیگر با روشهای سنتی، بودجههای ناچیز و تجهیزات دهههای گذشته امکانپذیر نیست. همان فناوریهایی که چین برای کشف و مرمت آثارش به کار گرفته است—از پایش ماهوارهای مبتنی بر هوش مصنوعی تا مستندسازی سهبعدی—میتواند به عنوان قویترین سپر دفاعی برای پیشگیری از حفاریهای غیرمجاز در ایران عمل کند. تا زمانی که فناوریهای نوین وارد ساختار حفاظتی و پژوهشی میراث فرهنگی نشود و قوانین بازدارنده علیه باندهای قاچاق و مروجین گنجیابی در فضای مجازی اجرا نگردد، تاریخ بیبدیل ایران همچنان در محاصره کلنگ غارتگران باقی خواهد ماند.

















ارسال دیدگاه