کاوش در گنجینه محتوا

چه چیزی درباره ایران باستان می‌خواهید بدانید؟

میان مقاله‌ها، خبرها، ویدیوها و پرونده‌های تاریخی جستجو کنید.

پیشنهادهای جستجو:
روایت لوح های بابلی از ۲۹ اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد

روز بزرگداشت کوروش بزرگ و فتح بابل

روز بزرگداشت کوروش بزرگ و فتح بابل
در روز بزرگداشت کوروش بزرگ (۷ آبان)، به سراغ رویدادنامه‌های بابلی و منشور موزه بریتانیا می‌رویم تا ببینیم فتح بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد چگونه بدون خونریزی رقم خورد.

هفتم آبان‌ماه (۲۹ اکتبر) در تقویم غیررسمی ایران و در میان علاقه‌مندان به تاریخ باستان، یادآور یکی از سرنوشت‌سازترین چرخش‌های سیاسی جهان باستان است؛ روزی که کوروش دوم هخامنشی، نه در قامت یک مهاجم ویرانگر، بلکه به‌عنوان برپاکننده نظم و آشتی، از دروازه‌های باشکوه بابل عبور کرد. اما ورای روایت‌های اسطوره‌ای یا احساسی، اسناد دست‌اول باستان‌شناسی و الواح گلی میان‌رودان درباره آن روز پاییزی در سال ۵۳۹ پیش از میلاد چه می‌گویند؟ در این نوشتار در مجله اینترنتی باستان‌شناس، با تکیه بر منابع مستند آکادمیک و کتیبه‌های خط میخی اکدی، چگونگی سقوط مسالمت‌آمیز بزرگ‌ترین کلان‌شهر دنیای باستان را واکاوی می‌کنیم.

ریشه‌یابی یک تاریخ؛ چرا ۷ آبان (۲۹ اکتبر)؟

انتخاب روز هفتم آبان به عنوان روز بزرگداشت کوروش بزرگ، یک قرارداد تقویمی مدرن نیست، بلکه مستقیماً از محاسبات تقویمیِ یکی از معتبرترین اسناد تاریخی بین‌النهرین استخراج شده است: «رویدادنامه نبونئید» (Nabonidus Chronicle).

دروازه ایشتار بابل؛ موزه پرگامون برلین. Source: PHAS / Universal Images Group via Getty Images

بحران در بابل؛ چرا شهر بدون شمشیر تسلیم شد؟

برای درک چراییِ استقبال مردم و کاهنان بابل از ارتش پارس، باید وضعیت سیاسی-مذهبی امپراتوری نوبابلی را در واپسین سال‌های حکومت نبونئید (Nabonidus) بررسی کرد. به استناد پژوهش‌های پی‌یر بریان (Pierre Briant) در کتاب «تاریخ امپراتوری هخامنشی» و همچنین تحلیل‌های آملی کورت (Amélie Kuhrt)، جامعه بابل در سال ۵۳۹ پ.م دچار یک شکاف عمیق داخلی بود:

  1. قهر مذهبی پادشاه با مردوک: نبونئید، آخرین پادشاه بابل، به جای تمرکز بر پرستش «مردوک» (خدای بزرگ و ملی بابل)، به ترویج آیین ایزد «سین» (خدای ماه در شهر حران) پرداخت. این اقدام خشم طبقه قدرتمند کاهنان معبد «اِساگیلا» (Esagila) را برانگیخت.
  2. غیبت طولانی‌مدت از پایتخت: نبونئید به مدت ده سال پایتخت را به مقصد واحه «تیما» در شمال عربستان ترک کرد و اداره امور را به پسرش «بلشصر» (Belshazzar) سپرد.
  3. تعطیلی جشن سال نو (آکیتو): به دلیل غیبت پادشاه، برگزاری جشن حیاتی و مقدس «آکیتو» (Akitu) متوقف شد؛ امری که در باور بابلیان به معنای قطع برکت خدایان و بی‌ثباتی کیهانی بود.
  4. انتقال اجباری تندیس خدایان: با نزدیک شدن خطر ارتش هخامنشی، نبونئید دستور داد تندیس خدایان شهرهای مختلف بین‌النهرین را به اجبار به داخل بابل منتقل کنند؛ اقدامی که شهرهای پیرامونی را از حمایت معنوی خدایان‌شان محروم و مردم را به‌شدت ناراضی کرد.

در چنین فضای ملتهبی، استراتژی هوشمندانه کوروش بر پایه جنگ روانی، دیپلماسی پنهان با نخبگان بابلی و احترام به سنت‌های بومی بنا شد.

گام‌به‌گام تا دروازه ایشتار؛ روایت منابع کلاسیک و میخی

فتح بابل یک فرآیند دو مرحله‌ای بود که میان عملیات نظامی در حومه و ورود دیپلماتیک به پایتخت تفکیک می‌شود:

مرحله رویدادتاریخ (تقویم بابلی / میلادی)شرح واقعه بر اساس رویدادنامه نبونئید
نبرد اوپیس (Opis)ماه تشریتو (سپتامبر/اکتبر ۵۳۹ پ.م)رویارویی اصلی ارتش کوروش با سپاه بابل در کنار رود دجله و شکست سنگین نیروهای نبونئید.
سقوط سیپار (Sippar)۱۴ تشریتو (۱۰ اکتبر ۵۳۹ پ.م)فتح شهر استراتژیک سیپار بدون جنگ و فرار نبونئید.
ورود گئوبروه به بابل۱۶ تشریتو (۱۲ اکتبر ۵۳۹ پ.م)ورود پیش‌قراولان پارس به فرماندهی «گئوبروه» (Ugbaru / Gobryas)، حاکم گوتیوم، به داخل شهر بابل بدون نبرد و دستگیری نبونئید.
حفاظت از معابد۱۷ تشریتو تا ۳ آراهسامنواستقرار سپرداران گوتی در دروازه‌های معبد اساگیلا؛ رویدادنامه تاکید می‌کند که «هیچ سلاحی در اساگیلا و دیگر معابد وارد نشد و هیچ آیینی تعطیل نگردید».
ورود رسمی کوروش بزرگ۳ آراهسامنو (۲۹ اکتبر / ۷ آبان)ورود شخص کوروش به بابل، گستردن شاخه‌های سبز در پیش پای او و اعلام رسمی صلح در سراسر شهر.

نکته پژوهشی درباره روایت هرودوت و گزنفون: مورخان یونانی مانند هرودوت (کتاب اول، بندهای ۱۹۰-۱۹۱) و گزنفون در «کوروش‌نامه» (کتاب هفتم)، داستان انحراف مسیر رود فرات توسط مهندسان کوروش و ورود شبانه سربازان از بستر کم‌عمق رودخانه در جریان یک جشن بابلی را روایت کرده‌اند. امروزه باستان‌شناسان معتقدند اگر چنین تاکتیکی رخ داده باشد، مربوط به ورود ضربتی نیروهای پیش‌قراول «گئوبروه» در ۱۲ اکتبر بوده است که بدون درگیری مسلحانه در خیابان‌ها، کنترل کاخ‌ها را به دست گرفتند تا زمینه برای ورود تشریفاتی کوروش در ۲۹ اکتبر فراهم شود.

منشور کوروش؛ آیین‌نامه کشورداری در عصر باستان

استوانه گلی کوروش؛ موزه بریتانیا. Source: Spencer Platt / Getty Images

بر اساس ترجمه علمی و به‌روزرسانی‌شده ایروینگ فینکل (Irving Finkel)، موزه دار ارشد بخش خاورمیانه موزه بریتانیا، منشور کوروش از منظر باستان‌شناسی سه پیام کلیدی و بی‌سابقه در تاریخ امپراتوری‌های باستان دارد:

  • نفی خشونت سنتی آشوری-بابلی: برخلاف پادشاهان پیشین میان‌رودان (مانند سناخریب یا آشوربانی‌پال) که در کتیبه‌های خود به ویران کردن شهرها، به چهارمیخ کشیدن شورشیان و به غنیمت بردن تندیس خدایان افتخار می‌کردند، کوروش مشروعیت خود را بر «آرامش بخشیدن به مردم بابل» و «برچیدن یوغ بیگاری» استوار می‌کند.
  • بازگرداندن تندیس خدایان و احترام به ادیان: کوروش دستور می‌دهد تندیس خدایانی که نبونئید به بابل آورده بود، با احترام به نیایشگاه‌های اصلی‌شان در شهرهای آشور، شوش، اکد و اشنونا بازگردانده شوند.
  • بازگشت تبعیدیان و بازسازی نیایشگاه‌ها: او به اقوام تبعیدی (که در متون موازی مانند کتاب عزرا در عهد عتیق، شامل یهودیان در اسارت بابل نیز می‌شود) اجازه می‌دهد به سرزمین‌های مادری خود بازگردند و معابد ویران‌شده‌شان را از نو بسازند.

میراث روز هفتم آبان از دریچه تاریخ‌نگاری مدرن

اگرچه در سنت نگارش کتیبه‌های میان‌رودان، استفاده از ادبیات propagandistic (تبلیغات سیاسی برای کسب مشروعیت نزد کاهنان مردوک) امری رایج بود، اما همان‌طور که پژوهشگرانی چون ماتیو واترز (Matt Waters) در کتاب «ایران باستان» اشاره می‌کنند، عملکرد واقعی کوروش پس از فتح بابل با وعده‌های منشور او همخوانی داشت.

بابل غارت نشد، ساختار اقتصادی و اداری آن دست‌نخورده باقی ماند و یک مدل نوین از «امپراتوری چندفرهنگی» پایه گذاری شد که بیش از دو سده بر بخش بزرگی از جهان متمدن فرمان راند. روز هفتم آبان، فراتر از یک تقویم نمادین، یادآور لحظه‌ای در تاریخ باستان است که در آن «مدارا و دیپلماسی» جایگزین «شمشیر و ویرانی» شد؛ میراثی که سنگ‌بنای هویت تاریخی ایران را شکل داده است.

منابع و مآخذ:

  1. Briant, Pierre (2002). From Cyrus to Alexander: A History of the Persian Empire. Eisenbrauns.
  2. Finkel, Irving (Ed.) (2013). The Cyrus Cylinder: The King of Persia’s Proclamation from Ancient Babylon. I.B. Tauris / British Museum Press.
  3. Grayson, Albert Kirk (1975). Assyrian and Babylonian Chronicles (Nabonidus Chronicle, Chronicle 7). J.J. Augustin.
  4. Kuhrt, Amélie (2007). The Persian Empire: A Corpus of Sources from the Achaemenid Period. Routledge.
  5. Parker, Richard A., & Dubberstein, Waldo H. (1956). Babylonian Chronology 626 B.C. – A.D. 75. Brown University Press.
یک نکته برای میراث ایران آگاهی، حفاظت علمی و آینده گردشگری فرهنگی

پیشنهاد مطالعه

تازه‌ها

پربازدیدترین‌ها

ارسال دیدگاه