کاوش در گنجینه محتوا

چه چیزی درباره ایران باستان می‌خواهید بدانید؟

میان مقاله‌ها، خبرها، ویدیوها و پرونده‌های تاریخی جستجو کنید.

پیشنهادهای جستجو:

پادشاهی در شکم مادر : افسانه یا واقعیت ؟

پادشاهی در شکم مادر : افسانه یا واقعیت ؟
داستان تاج‌گذاری بر شکم مادر شاپور دوم، یکی از دراماتیک‌ترین و بحث‌برانگیزترین گره‌های تاریخ باستان است. در نگاه اول، این روایت بیشتر به اسطوره‌ای شاهنامه‌ای یا غلوّ مورخان دوره اسلامی شباهت دارد.

مجله اینترنتی باستان‌شناس | بسیاری از مورخان دوره اسلامی مانند طبری، ثعالبی و مسعودی روایتی شگفت‌انگیز را نقل کرده‌اند: پس از درگذشت هرمز دوم و کشته یا نابینا شدن شاهزادگان مدعی، کرتیر و موبدان بزرگ با همکاری نجبای ساسانی، تاج پادشاهی را روی شکم همسر هرمز دوم (ایفرا هرمز) که باردار بود قرار دادند.

اما آیا این یک داستان‌سرایی عامیانه است؟ آرتور کریستنسن، ایران‌شناس نامدار، در کتاب «ایران در زمان ساسانیان» توضیح می‌دهد که این اقدام در واقع یک مانور حقوقی و مشروعیت‌بخش بی‌نظیر از سوی طبقه اشراف و روحانیون زرتشتی بود.

نجبا و موبدان برای جلوگیری از جنگ داخلی و ادعای عموهای شاپور، از این نمادگرایی مذهبی استفاده کردند. در دیدگاه ساسانیان، «فرّه ایزدی» از پیش از تولد در خون شاهزاده جاری بود. بنابراین، تاج‌گذاری شاپور در سال ۳۰۹ میلادی، عملاً اعلام پادشاهی او از بدو تولد (و حتی چند ماه پیش از آن) بود.

آغاز فرمانروایی رسمی؛ عبور از دوران نیابت سلطنت

از سال ۳۰۹ تا حدود ۳۲۵ میلادی، ایران تحت شورای نیابت سلطنت به رهبری ملکه مادر و بزرگان دربار اداره می‌شد. در این دوران، ضعف حکومت مرکزی باعث شد که اعراب ساکن شبه‌جزیره عربستان و بحرین به مرزهای جنوبی و غربی ایران ساسانی هجوم آورند و دست به غارت بزنند.

اسناد تاریخی نشان می‌دهند که شاپور دوم در سن ۱۶ سالگی (حدود ۳۲۵ میلادی) رسماً زمام امور را به دست گرفت و دوران نیابت به پایان رسید. آغاز پادشاهی مستقل و رسمی او با یک دگرگونی روحی و حماسی همراه بود. ثعالبی در «غرر اخبار ملوک الفرس» می‌نویسد:

«شاپور در ۱۶ سالگی به تالار بارعام آمد، بزرگان را گرد آورد و اعلام کرد که دوران کودکی به پایان رسیده و زمان پاسداری از مرزهای ایران‌زمین است.»

نخستین آزمون پادشاهِ جوان: تنبیه مهاجمان

شاپور دوم بلافاصله پس از در دست گرفتن قدرت رسمی، لشکری کارآزموده تدارک دید. او از اروندکنار گذشت و مهاجمان به خاک ایران را به شدت سرکوب کرد. شیوه سخت‌گیرانه او در تنبیه سرکوب‌شدگان باعث شد که در تاریخ به او لقب «ذوالاکتاف» (صاحب شانه‌ها یا کسی که شانه‌ها را سوراخ می‌کرد) داده شود؛ گرچه برخی پژوهشگران معتقدند این لقب ممکن است ترجمه‌ای نادرست از یک واژه پهلوی به معنای «پهن‌شانه» (چهارشانه) باشد که به فیزیک بدنی قدرتمند او اشاره داشته است.

چرا آغاز پادشاهی شاپور دوم یک نقطه عطف است؟

شاپور دوم پس از این آغاز طوفانی، ۷۰ سال حکومت کرد (۳۰۹ تا ۳۷۹ میلادی) که طولانی‌ترین دوران سلطنت در کل تاریخ ایران است. آغاز پادشاهی رسمی او تثبیت‌کننده چند جریان مهم بود:

  • ملی‌گرایی مذهبی: او اوستا را گردآوری و متن آن را تثبیت کرد.
  • ایستادگی در برابر رم: شاپور دوم تمام نقشه امپراتوری روم (به ویژه قسطنطین و ژولیان) را برای تضعیف ایران نقش بر آب کرد و نصیبین را پس گرفت.
  • شهرسازی: بنیان‌گذاری شهرهایی چون «ایران‌شهر-شاپور» (شوش دانیال امروزی) دستاورد دوران بلوغ سیاسی او بود.

آغاز پادشاهی شاپور دوم ساسانی، نمونه‌ای درخشان از پیوند سیاست، مذهب و اراده شخصی در ایران باستان است؛ کودکی که تحت نظارت سخت‌گیرانه موبدان بزرگ شد، اما به محض به دست گرفتن قدرت رسمی، به یکی از مقتدرترین و تاثیرگذارترین جهان‌گشایان شرق تبدیل شد.

نظر شما درباره این مقاله

مجله اینترنتی باستان شناس
دیدگاه باستان‌یار تحلیل هوشمند مقاله
اسپانسر: آیوبیت
یک نکته برای میراث ایران آگاهی، حفاظت علمی و آینده گردشگری فرهنگی

هم‌اکنون دیگران می‌خوانند

زنده

پربازدیدترین‌ها

ارسال دیدگاه