در پی تازهترین بررسیهای میدانی در دشت مرودشت، یک سنگنوشته تدفینی منحصربهفرد از اواخر روزگار ساسانی در شمال شهر باستانی استخر شناسایی شد؛ سندی سنگی و ۵ سطری به خط پهلوی کتابی که علاوه بر معرفی نام سازنده آرامگاه، بار دیگر پیوند عمیق باورهای مذهبی زرتشتیان با بستر طبیعی کوهستانهای فارس را پیش روی پژوهشگران قرار میدهد.
بازتاب باورهای زرتشتی در جغرافیای صخرهای استخر
پژوهشهای میدانی در حوزه استخر تاریخی بار دیگر نشان داد که مرودشت یکی از غنیترین خاستگاههای سنگنوشتههای پهلوی در جهان ایرانی است. به گفته ابوالحسن اتابکی، دکترای تاریخ و باستانشناس، تحول بنیادین در الگوهای تدفینی از اواخر دوره هخامنشی آغاز شد و در دوره ساسانی به اوج رسید؛ تغییری ساختاری که طی آن گورهای درونخاکی جای خود را به تدفینهای صخرهای در ارتفاعات دادند.
ریشه این رویکرد، در هسته فکری کیش زرتشت و مفهوم «معاد جسمانی» قرار دارد. در جهانبینی مزدیسنا، زمین پاک و سپندینه است و تن بیجان (نَسو) عنصری آلودهکننده بهشمار میرود که نباید عناصر چهارگانه—بهویژه خاک و آب—را بیالاید. از این رو، متوفی ابتدا برای اجرای آیین «خورشیدنگرشنی» به دخمههای باز سپرده میشد تا با تابش آفتاب و عملکرد پرندگان پاکسازی شود و سپس استخوانهای زدودهشده به پناهگاههای سنگی پایدار و دور از دسترس منتقل شوند.
مرودشت؛ رکورددار کتیبههای تدفینی ساسانی

تنوع چشمگیر شیوههای به خاکسپاری یا استخوانگذاری در پیرامون استخر، نشاندهنده تفاوت پایگاه اجتماعی و توان اقتصادی ساکنان آن دوران است. نجمه ابراهیمی، کارشناس ارشد تاریخ، گونههای شناساییشده را شامل گورهای حفرهسنگی، تودهسنگی، میلگور، گورهای هاونی و خمرهای، دخمک و استودان دستهبندی میکند.
به گفته این کارشناس، در متون کهن پهلوی، واژگانی مانند «دخمک»، «اشوار» و «اسپانور» برای این جایگاهها ثبت شده است. دشت مرودشت تا کنون بیش از ۵۰ کتیبه ساسانی خوانششده را در خود جای داده و از منظر شمار سنگنوشتههای تدفینی، جایگاه نخست را در سراسر فلات ایران در اختیار دارد.
آوانویسی و متن سنگنوشته نویافته
این کتیبه نویافته در قابی تراشخورده و در ۵ سطر به خط پهلوی کتابی نقر شده است. بر اساس بازخوانی و ترجمه انجامشده، متن کتیبه به روشنی مالک و بانی آرامگاه را معرفی میکند:
آوانویسی لاتین:
- ēn daxmag
- ī bābak
- pūrag pus
- rāy kard
- xwēš
ترجمه فارسی:
«این دخمک [را] بابک پسر پورگ برای خویش ساخت.»
یافتن نامهای مشخص مانند «بابک» فرزند «پورگ» در بافت باستانشناختی شمال استخر، دادههای ارزشمندی پیرامون نامشناسی ایرانی (Onomastics) و جغرافیای جمعیتی واپسین سدههای شاهنشاهی ساسانی پیش از دگرگونیهای تاریخی سده نخست هجری به دست میدهد.














ارسال دیدگاه