در بررسی که نتایج آن بهتازگی منتشر شد، برای نخستینبار مشخص شد که انسانهای باستانی در حدود ۴۰ تا ۳۰ هزار سال پیش و در غرب افریقا، از اُخرا استفاده میکردند!
مجله اینترنتی باستان شناس : بهطور کلی، وجود یا عدم وجود اخرا در یک سایت باستانی، بیانگر پیچیدگیهای فرهنگی و رفتاری انسانهای باستانی میباشد. این رنگدانهی طبیعی سرشار از ترکیبات آهن، دارای طیف وسیعی از رنگهای زرد تیره تا نارنجی، قرمز خونی و قهوهای میباشد که برای صدها هزار سال توسط انسان در کارهایی چون نقاشی غارها، آراستن بدن و تهیه زیور آلات و همچنین در تهیه چسب استفاده شده است. فراتر از جنبه زیبایی، اخرا دارای خواص ضد باکتریایی بوده که میتواند جنبه درمانی نیز داشته باشد.
اخرا همچنین رنگ منتخب اولین هنرمندان جهان بود. از غارنگارهها و تزئین صدفها و استخوانها گرفته تا آراستن بدن، همه و همه نشان میدهند که این مادهی سرخ، نقش مهمی در توسعهی تفکر انتزاعی و رفتار نمادین انسان داشته است.
تا به امروز، قدیمیترین شواهد استفاده از اخرا، متعلق به جنوب، شرق و شمال افریقا بود؛ مکانهایی که اخرا با قدمت حدودی ۱۶۰ هزار سال، عنصر ثابت یافتههای باستانشناسی بوده است. برای مثال، در بررسی که پیشتر صورت گرفت، مشخص شد که غار شیر در جنوب افریقا، میزبان قدیمیترین معدن اخرای جهان با قدمت ۴۸ هزار سال میباشد.
اما در غرب افریقا، شرایط متفاوت بود. تا پیش از این، هیچ شواهدی مبنی بر کاربرد اخرا شناسایی نشده بود. حال، نتایج جدید حاکی از وجود ۴۶ قطعه از اخرا در یک سایت باستانی واقع در سِنِگال هستند.

بر اساس زوایا و آثار ضربه بر روی این قطعات، محققین معتقدند که بسیاری از آنها جهت پودر شدن، کوبیده شدهاند. اگرچه هدف نهایی این کار همچنان به صورت یک راز باقی مانده است!
نکته جالب اما، وجود ۴ قطعه از اخرا میباشد که به نظر نمیرسد با هدف پودر شدن، کوبیده شده باشند. بلکه دو تا از آنها به صورت مداد، ساییده شده و انتهای ضربه خورده داشتند که احتمالا برای قرارگیری راحتتر در دست، طراحی شده بودند تا به عنوان نوعی مداد شمعی عمل کنند!
درنهایت، اگرچه هنوز کاربرد دقیق این مادهی سرخ در این سایت باستانی مشخص نیست، اما این واقعیت که در این مکان کشف شده، درک ما از رفتار انسان و تواناییهای شناختی او در ۴۰ هزار سال پیش را تغییر میدهد. اکنون، به بینش جدیدی از رفتارهای نمادین پارینهسنگی در غرب افریقا رسیدهایم؛ بینشی که پیش از این وجود نداشت!
🖋 سحر مرتضی نژاد














ارسال دیدگاه