چه چیزی شباهنگ ، ستاره آلفای صورت فلکی سگ بزرگ را بسیار خاص می کند؟ نقش این ستاره در فرهنگ های باستانی چیست؟
مجله اینترنتی باستان شناس : عنوان “درخشنده ترین ستاره در آسمان با نگاه از زمین” متعلق به ستاره مشهور شباهنگ است که معمولاً به دلیل برجستگی آن در صورت فلکی سگ بزرگ معروف است .شباهنگ به عنوان یک جرم آسمانی قابل مشاهده، الهام بخش تمدن های باستانی در طول تاریخ بشر بوده است.

شباهنگ و فرهنگ های باستانی در سراسر جهان

جالب است که فرهنگهای باستانی ، بدون داشتن ارتباط با یکدیگر ، شباهنگ ، این ستاره درخشان را با گرگ یا سگ مرتبط میدانستند. در کلده باستان (عراق کنونی)، این ستاره به عنوان “ستاره سگ هدایت کننده” شناخته می شد، در حالی که در چینی های باستان، از این ستاره با عنوان گرگ بهشتی یاد می کردند. شباهنگ در آشور و اکد به عنوان “سگ خورشید” نامیده می شد.
در همین حال، قبایل بومی آمریکای شمالی نیز به این ستاره در اصطلاح سگ اشاره کرده اند. قبایل سری و توهون اوودهام در جنوب غربی شباهنگ را به عنوان “سگی که گوسفندان کوهستانی را دنبال می کند” توصیف می کنند، در حالی که قبایل سرخپوست چروکی ، شباهنگ را با آنتارس به عنوان نگهبان ستاره سگ و “مسیر روح” می شناختند. قبیله اسکیدی نبراسکا آن را «ستاره گرگ» نامیدند و در شمال آن، اینویت های آلاسکا در تنگه برینگ آن را «سگ ماه» نام گزاری کردند.
اینکه چگونه فرهنگهای مختلف در سراسر جهان، با وجود عدم ارتباط باهم ، درخشان ترین ستاره در آسمان شب را با تصاویر گرگ و سگ پیوند داده اند شگفتانگیز است.

شباهنگ در فرهنگ مصر و یونان باستان
اولین یادداشت های ثبت شده درباره ی هر یک از ستاره های این صورت فلکی به تمدن باستانی بین النهرین برمی گردد، جایی که بابلیان تاریخچه ی پیدایش آن را برلوح های خود ثبت کرده اند (حدود ۱۱۰۰ قبل از میلاد).
برای یونانیان باستان، صورت فلکی سگ معرف سگی است که صورت فلکی شکارچی را دنبال می کند که به آن لیلاپس گفته می شود. در افسانه های یونانی این سگ به قدری سریع بود که زئوس، آن را به آسمان ها برد.
ستاره آلفا (α) (Alpha Canis Majoris) این صورت فلکی، یعنی ستاره شباهنگ درخشان ترین ستاره آسمان است (در کنار خورشید، ماه و نزدیک ترین سیارات). نام شباهنگ در یونانی به معنی “درخشان ” یا “سوزان” است، به این دلیل که گرمای تابستانی فقط پس از طلوع شباهنگ ایجاد می شود. یونانیان باستان به این زمان در تابستان “روزهای سگی” می گفتند، زیرا فقط سگ ها به اندازه کافی دیوانه بودند تا در این گرما بیرون بروند. این ارتباطات باعث شد که در نهایت شباهنگ به عنوان “ستاره سگ” نیز شناخته شود. بسته به اینکه وضوح ستارگان در نظر گرفته شده چه اندازه باشند، صورت فلکی سگ مانند سگی است که رو به بالا یا پایین دایره البروج قرار دارد.
ستاره شباهنگ مورد احترام تمام مردم باستانی در طول تاریخ بشر بوده است. در نوشته های هندو این ستاره به عنوان ساکرا “sukra” ، خدای باران یا ستاره ی باران شناخته شده است.
شباهنگ به عنوان ستاره نیل، یا ستاره ایزیس(خدای طبیعت)، برای مصریان باستان نیز مورد احترام بود. ظهور سالانه ی آن درست قبل از سپیده دم در انقلاب تابستانی، طغیان نیل را که کشاورزی مصر وابسته به آن بود، اعلام می کرد. این طلوع صبحگاهی در بسیاری از کتیبه های معبد اشاره شده است و از آن به عنوان روح ایزیس نام برده اند.
ستاره شباهنگ در فرهنگ ایران باستان
در اسطورههای ایرانی و زرتشتی، ستارهٔ شباهنگ، ستارهٔ روزآهنگ، تیشتر یا تیر (با سیارهٔ تیر یا عطارد اشتباه نشود) نامیده میشود، و نماد تیشتر، ایزد و ستاره باران و باروری خاک شناخته میشود. تیشتر ایزدی نیرومند است که به صورت مردی شکوهمند بر گردونهٔ خود آشکار میشود که هزار تیر و هزار کمان زرّین و هزار نیزه و هزار خنجر و هزار گرز فلزین دارد و زمانی به شکل گاوی بزرگ درمیآید و گاهی، به شکل اسبی سفید با سمهای بلند و بر اپوش، دیو خشکی میتازد. ستارهٔ نماد اپوشدیو، قلب عقرب است که درخشانترین ستارهٔ صورتفلکی کژدم است.
همچنین در فرهنگ عرب پیش از اسلام این ستاره مورد ستایش بودهاست، در قرآن، آیهٔ ۴۹ سوره نجم این باور را تخطئه کردهاست: «و اوست (خداوند یکتا) پروردگار ستارهٔ شِعری (شباهنگ)» یعنی باید آفرینندهٔ ستاره را پرستید نه ستاره را.
شباهنگ، تیشتر پهلوی یا روزآهنگ، ایزدی است که یشت هشتم اوستا از آنِ او است؛ بنابراین یشت، تیشتر ستارهای است سپید، درخشنده و دورپیدا. او سرشت آب دارد، توانا است و نژادش از آپم نپات است. او سَرور همهٔ ستارهها است. در شایستهٔ ستایش و نیایش بودن، همسنگ هرمزد آفریده شدهاست. اگر چنین نمیبود، پری خشکسالی همهجا را از میان میبرد. اگر او را بستایند، دشمن و گردونهها و درفشهای ایشان به سرزمینهای آریایی وارد نخواهد شد و بیماریها وارد نخواهند شد.
طلوع او همزمان با تازش دوبارهٔ چشمههای آب است. برای برآمدن و طلوع او باید گوسپندی یکرنگ را قربانی و بریان کرد؛ آنگاه او طلوع خواهد کرد. در ده شب نخستین به پیکر مردی جوان و پانزده ساله در آسمان خواهد درخشید. در ده شب دوم به پیکر گاوی زرینشاخ خواهد درخشید. در ده شب سوم به پیکر اسبی سپید با گوشهای زرین و لگام زرین خواهد درخشید و آنگاه به دریای فراخکرد خواهد رفت، با اپوشدیو خواهد جنگید و نخست از او شکست خواهد خورد و سپس به یاری هرمز بر او پیروز خواهد شد. آنگاه دریا را به موج، جنبش، خروش و طغیان در خواهد آورد و ابر از دریا برخواهد خاست و باد آن ابر را به بومها خواهد راند و باران خواهد بارید.
در منطقه خور و بیابانک (جندق و بیابانک) همزمان با کنار روزی (طلوع سالانه) شباهنگ، جشن شلغم برگزار میشد.
در میانه ایران کشاورزان قدیمی با این ستاره به خوبی آشنا هستند و چون طلوع آن همزمان است با عبور از نیمه تابستان و کاهش دما و خنک شدن نسبی هوا و اصطلاح ستاره خنک را بر آن نهادهاند.
در آمریکای جنوبی و تمدن مایاها و اینکاها، اعتقاد شدیدی به ستارهشناسی وجود داشتهاست به طوری که خورشید، ماه و ستاره شعرا، اصلیترین منابع انرژی بودند که مورد تقدیس قرار میگرفتند.
ستاره شباهنگ ، منبع دانش و قدرت
در عصر حاضر ستاره شباهنگ ، همچنان جایگاه قابل توجهی در باورهای مذهبی و اعمال معنوی دارد. در جوامع مخفی مختلفی که امروزه وجود دارند، ستاره شباهنگ به عنوان نقطه کانونی اصلی آموزه ها و نمادگرایی آنها در نظر گرفته می شود.
در طول تمدن بشری، از دوران باستان تا امروز،شباهنگ ارتباط خود را با الوهیت حفظ کرده و به عنوان منبعی عمیق از دانش و قدرت بزرگ مورد احترام بوده است. ستاره درخشان شباهنگ، بدون شک معنای نمادین خاصی برای بشریت در طول تاریخ داشته است.














ارسال دیدگاه