مجله اینترنتی باستانشناس | برخلاف آنچه اغلب تصور میشود، تاریخ ایران باستان با کورش بزرگ آغاز نشد؛ ریشههای این درخت کهنسال در خاک تفتیده و صخرههای سرسخت زاگرس، جایی که قبایل مادی هویت ایران زمین را پیریزی کردند، استوار شده است. مجله باستانشناس در این گزارش ویژه، به اعماق تاریکروشن تاریخ سفر میکند تا راز این شاهنشاهی افسانهای را از دل سنگنبشتههای آشوری و تواریخ یونانی بیرون بکشد.
از کوچ نشینان ناشناخته تا سواران بیباک زاگرس

در اواخر هزاره دوم پیش از میلاد، قبایلی از مردمان هندو-ایرانی زبان، دشتهای آسیای مرکزی را پشت سر گذاشته و رو به سوی غرب و شمال ایران نهادند. آنها صخرههای بلند و دژهای طبیعی رشتهکوه زاگرس را به عنوان خانه جدید خود برگزیدند. در آن زمان، این کوهستان خود دیگ جوشانی از اقوام گوناگون بود؛ از کاسیها، لولوبیها و گوتیهای باستانی گرفته تا مانّاها و سکاها.
اصطلاح «ماد» (که در زبان پارسی باستان ریشه دارد و بعدها یونانیان آن را میدویی نامیدند) در ابتدا نه به یک دولت واحد، بلکه به مجموعهای از قبایل همفرهنگ و همزبان اطلاق میشد. هرودت، مورخ نامدار یونانی، این مردمان را به شش قبیله بزرگ تقسیم میکند: بوسایی، پارتاکنی، استروخاتی، آریزانتی، بودییی و مَجی (مجوسها) که قبیله اخیر بعدها به طبقه روحانیون و مغان زرتشتی تبدیل شدند.
پتک آشور و کیمیای اتحاد؛ شاهک نشینهایی که یکی شدند

Simeon Netchev (CC BY-NC-ND)
برای دیری پاینده، قبایل مادی در کشمکشها و جنگهای داخلی پراکنده بهسر میبردند. هر قبیله در قلعه یا شاهکنشین خود که جمعیتی اندک را در خود جای میداد، فرمان میراند. اما سرنوشت چیز دیگری برای آنها رقم زده بود. هجمههای پیدرپی و بیرحمانه امپراتوری نو-آشوری از غرب و تهاجمات سپاهیان اورارتو و سکاها از شمال، مادها را به یک دوراهی تاریخی رساند: یا نابودی در انزوا، یا بقا در سایه اتحاد.
کهنترین سند مکتوب که از مادها نام میبرد، کتیبه «شلمنسر سوم» پادشاه آشور (متعلق به ۸۳۴ پیش از میلاد) است. آشوریها در کتیبههای خود فرمانروایان مادی را «بل علی» یا خداوندگاران دهکده مینامیدند. اما این خداوندگاران پراکنده، به زودی تحت یک پرچم واحد گرد آمدند تا مخوفترین نیروی نظامی شرق باستان را پایهگذاری کنند.
ظهور یک ابرقدرت؛ سقوط نینوا و پایان کابوس آشوری

مادها به شهادت تمامی منابع باستانی، سوارکارانی بینظیر و جنگجویانی بیپروا بودند. صخرههای زاگرس از آنها مردانی سختکوش و استراتژیستهایی ماهر ساخته بود. نقطه عطف تاریخ ماد در سال ۶۱۲ پیش از میلاد رقم خورد؛ جایی که اتحاد مادها با بابل، منجر به سقوط نینوا، پایتخت افسانهای و مستحکم امپراتوری نو-آشوری شد.
با محو شدن آشور از نقشه جهان، شاهنشاهی ماد به عنوان یک ابرقدرت بلامنازع ظهور کرد. قلمرو آنها دیگر به دژهای زاگرس محدود نبود؛ مرزهای ماد از میانرودان تا شرق آناتولی و قلب فلات ایران گسترده شد و پایتخت باستانی آنها، هگمتانه (همدان امروزی)، به مرکز ثقل قدرت و ثروت جهان تبدیل شد.
هنر و معماری مادها
هنر ماد، باوجود شواهد ناچیز، روی هم رفته آمیزهای از عناصر آشوری، اورارتویی، سکایی، و ایلامی را به نمایش میگذارد. پیکرهای انسانی روی مُهرها، اثر مُهرها، ساختههای فلزی، و سفالینههای نقشدار اغلب فقط از روی لباس و سبک پوشش، گاهی محدود به کلاه و سربند، بهعنوان «مادی» شناسایی میشوند. نگارههای جانوران، بهویژه اسب، قوچ، بز، پرندگان، و موجودات اساطیری نمایشگر کهنترین سبک «هنر جانوری» خاور نزدیک هستند که بازتابهای آن را در شکلهای محلیِ ظرفهایی مثل تکوکهای جانورسان و آبخوریهای مرغابیشکل نیز میتوان دید. سلاحها و زیورهای طلا و نقرۀ مادی از چشمگیرترین اشیای موجود در مجموعۀ «گنجینۀ زیویه» متعلق به سدۀ هشتم پیش از میلاد بهشمار میروند. در مورد دین مادها، هرچند بیشتر پژوهشگران تلاش دارند وضعیت دینی و پرستشی مردمان ماد را به کمک پیوندهای احتمالی با کیش آریایی مهرپرستی و دیگر شکلهای نخستینی آیین زرتشت روشن کنند، شواهد تصویری پرشمار مثل گاو-مردان بالدار نقششده بهسبک لاماسوهای آشوری در کنار یک سر مفرغی پازوزو (Pazuzu)، از دیوهای معروف آشوری، از رواج پرستش ایزدان میانرودانی نزد مردمان ماد خبر میدهند.
ویژگیهای متمایز معماری ماد را میتوان در «قلعههای» بهجامانده در گودین تپه، بابا جان، و نوشی جان در نزدیکی همدان بازشناخت. قلعۀ نوشی جان بهویژه مجموعۀ جذابی از اتاقهای خِشت و گِلی، تالارها، انبارها، حیاطها، و یک گذرگاه زیرزمینی احتمالن از دورۀ ساسانی (224 تا 651 میلادی) را به نمایش میگذارد. ساخت نخستین بنای این مجموعه به سدۀ هشتم پیش از میلاد برمیگردد، و برای تاقهای ضربی و تالار بزرگ ستوندار آن تا پیش از تالارهای عظیم هخامنشی در تخت جمشید و پاسارگاد همتایی در ایران نمیتوان یافت. برخی از دیوارهای این مجموعه روزگاری آراسته به نقاشیهایی از نگارههای هندسی بودهاند. در بخشهای غربی، و قدیمیتر، قلعۀ نوشی جان آتشدانهایی زمینی و دیواری به چشم میخورند که میتوانند به اعمال آیینی – آتشپرستی، سوزاندن قربانی، یا جز آن – مربوط باشند. شکافها و سوراخهایی نیز در دیوارها تعبیه شده که به احتمال زیاد کاربرد دفاعی داشتهاند. از این محوطه حلقهها و مارپیچهای نقره نیز بهدست آمده که ممکن است از نوعهای نخستینی سکههای هخامنشی سیگلو (siglo) بوده و نمایانگر وجود خزانه و یا فعالیتهای بازرگانی پس از سقوط پادشاهی ماد باشند.
افسانهها و یادگارها
هرچند پادشاهی مادها به نسبت عمری طولانی نداشت، چهرۀ تاریخی آنان تأثیری عمیق و قدرتمند بر مردمان همروزگار آنان و نسلهای آتی دور و نزدیک باقی گذاشت. نبوکدنصر دوم (یا «بختالنصر»، فرمانروایی 605 تا 562 پیش از میلاد) «دیوار مادها» را با بلندی و ضخامت زیاد، و دوام صدها ساله، در شمال بابل بنا کرد تا جلوی هرگونه تهاجم احتمالی آنان را بگیرد. هرودُت مینویسد که تهمریش (Tomyris)، ملکۀ ماساگِتها، کورش را «شاه مادها» مینامید (کتاب اول، بند 206)، با این که کورش در آن زمان 20 سال بود که بر شاهنشاهی پارسیان فرمان میراند. وقتی کورش سپاه پارسی-مادی خود را به فرماندهی سرداران ماد برای تسخیر شهرهای یونانینشین آسیای صغیر میفرستاد، تهاجم آنان چنان سخت و خشونتبار بود که وقتی مردم فوکائیا (Phocaea) خبر نزدیک شدن ایشان را شنیدند تصمیم گرفتند بگریزند و شهر را به آن مهاجمان هراسانگیز واگذارند (کتاب اول، بند 163).
در سدۀ دوم پیش از میلاد، چهرۀ تاریخی مادها هنوز چندان قوت داشت که الهامبخش نویسنده (یا نویسندگان) «کتاب دانیال» عهد عتیق برای آفریدن یک پادشاه بابلی به نام «داریوش مادی» باشد که به گمان آنان پس از بلشاصر و پیش از کورش فرمانروا بود («کتاب دانیال»، باب پنجم، آیۀ 31). هرودُت، پُلیبیوس، و دیودُروس همگی از شکوه و عظمت و ثروت و دولتمندی هگمتانه با شگفتی سخن گفتهاند. هرودُت این شهر را اَرگی سر به فلککشیده توصیف میکند که هفت دیوار دفاعی گرداگردش را فرا گرفتهاند (کتاب اول، بندهای 98 تا 99). این توصیف هرچند تا حدی با تصویرهایی که آشوریها از این شهر در نقشبرجستههای سنگی خود ترسیم کردهاند همخوانی دارد، باز برخی پژوهشگران را به این گمان انداخته که آنچه هرودُت «شهر هفت دیوار» وصف کرده شاید در اصل یک زیگورات غولآسا بوده باشد. امروزه تپۀ هگمتانه در انتظار کاوشهای بیشتر بهسر میبرد. با این حال، خاکبرداریهای انجامشده طرحوارۀ یک مرکز شهری با سه دیوار گرداگرد آن را آشکار کردهاند. میراث فرهنگی مادها در قالب تأثیرهای ژرف و بنیانی آنها بر فرهنگ ایران باستان به حیات خود ادامه میدهد، و ظرفیتهایی عظیم برای کندوکاوهای آینده را عرضه میکند
میراثی که هرگز محو نشد: از ماد به پارس

شکوه سیاسی مادها سرانجام در سال ۵۴۹ پیش از میلاد، پس از شکست ایشتوویگو (آخرین پادشاه ماد) از نوه دختریاش، کورش بزرگ (پادشاه انشان)، به پایان رسید. با سقوط هگمتانه، قلمرو ماد در شاهنشاهی هاکامانشی ادغام شد، اما فرهنگ، هنر، آیینهای مانی و حتی ساختار نظامی مادها هرگز از بین نرفت.
پارسها چنان وامدار فرهنگ و قدرت نظامی مادها بودند که تا سدهها بعد، یونانیان و رومیان هنوز شاهنشاهی هخامنشی و مردمان ایران را به نام «مادها» میخواندند و جنگهای خود با ایران را «جنگهای مادی» نامگذاری میکردند. تندیسها و نقشبرجستههای تخت جمشید که نجیبزادگان مادی را دوشادوش پارسیان نشان میدهد، گواهی بر این حقیقت است که مادها هرگز یک قوم مغلوب نبودند، بلکه ستون اول بنمایه تمدن ایرانی به شمار میرفتند.
گاهشمار و قلمرو امپراتوری ماد
ترتیب تاریخی فرمانروایان هگمتانه و سیر توسعه اولین شاهنشاهی فلات ایران
دیاکو (دیوکس)
بنیانگذار و مظهر عدالت و دادگریدیاکو طبق تواریخ هرودوت، نخستین پادشاهی بود که عدالت بیمانندش قبایل جنگزده و درگیر آشوب ماد را شیفته خود کرد. او قبایل ششگانه مادی را تحت یک حکومت و لوای مشترک سازماندهی کرد و فرمان ساخت ارگ بزرگ هگمتانه (با هفت دیوار تو در تو به نشان سیارات باستانی) را صادر نمود تا پایههای تمدن مادی محکم شود.











ارسال دیدگاه