مجله اینترنتی باستان شناس : تحقیقات جدید نشان میدهند که این مکان باستانی در فنلاند، صرفا گالریهای بصری پیش از تاریخ نبودند، بلکه فضاهای آکوستیکی بودند که با دقت تمام انتخاب شدند، فضاهایی که در آن، صدا و هنر برای خلق تجربیات حسی خارقالعاده ادغام میشوند.
در این بررسی، محققین دریافتند که سطوح صخرهای صاف این مکان هنری پیش از تاریخ با قدمت ۷ تا ۵ هزار سال پیش، دارای ویژگیهای آکوستیک منحصر به فردی هستند که میتوانند پژواکهای متمایزی ایجاد کنند، به طوری که صداهای معمولی به چیزی خاص و جادویی تبدیل شوند!
این مکان تصادفی انتخاب نشده، بلکه آمفی تئاتر طبیعی بوده که در آن، صدا و تصویر طوری با یکدیگر ترکیب میشدند که برای اجداد ما جادویی به نظر برسند.
بر اساس اندازهگیریهای سطح آکوستیک، پژواکها آنقدر قوی هستند که بتوان با اطمینان گفت که مردمان پیش از تاریخ نیز این صداها را شنیدهاند.

زمانی که جمعیت شکارچی_گردآورنده، پژواک صدای خود را که ظاهرا از پشت پیکرههای نقاشی شده میشنیدند، توهمی از گفت و گو با هنر خود را تجربه میکردند؛ گویی این خود نقاشیها هستند که با آنها سخن میگویند!
این صخرهها، پژواکهای تک تکرار دقیقی را تولید میکنند که صدا را با وضوح قابل توجهی منعکس میکند. برخلاف سطوح صخرهای ناهموار که پژواک بسیار ضعیفی دارند.
سطح صخرهای بسیار صاف که توسط یخچالهای باستانی صیقل داده شده و مستقیما از دریاچه سر بر آوردهاند، شرایط عالی را جهت انعکاس صدا فراهم میکند. هنگامی که مردمان باستانی، از طریق آب به این مکانها نزدیک شدند، وارد یک محیط چند حسی قوی و منحصر به فردی شدند که در آن، واقعیت، دو چندان به نظر میرسید.
در نهایت، این مطالعه ما را در درک چگونگی تجربه و حس اجداد ما به این فضاها یاری میکند. فضاهایی که نه تنها به عنوان گالریهای بصری، بلکه به عنوان محیطهای هنری و شاید آیینی در نظر گرفته میشدند که در آن صدا، تصویر و معنویت، در یک نقطه به هم نزدیک میشوند. در واقع، امکان برقراری ارتباط متقابل با محیط فیزیکی و یا جهانی ورای طبیعت، ممکن است دلیل اصلی بازدید و نقاشی روی این صخرهها باشد.
🖋 سحر مرتضی نژاد














ارسال دیدگاه