- ۱. هویت ملی؛ سوخت موتور پیشرفت
- ۲. تغییر پارادایم مدیریتی: از نگاه عتیقهمحور تا امنیت ملی
- ۳. واقعیت تلخ آمارها: تمدنهای همتراز، استراتژیهای متفاوت
- ۴. چرا میراث فرهنگی قربانی قاچاق عتیقه شده است؟
- ۵. راهکار چیست؟ قوانین بازدارنده و مدیریت استراتژیک
- نتیجهگیری: پیشرفت بدون ریشه، توهم توسعه است
- ۱. اقتصاد سیاه گنجیابی؛ چاه ویلی که سرمایهها را میبلعد
- ۲. شبیهساز اقتصادی: قاچاق سیاه در برابر درآمد پایدار
- چرا بدون توسعه میراث فرهنگی، پیشرفت معنا ندارد؟
- ۱۰ در جهان
- ۴ الی ۶ میلیارد $
- زیر ۴۰۰ دلار
- کمتر از ۰.۵٪ کل بودجه
- مقایسه درآمدهای ناخالص سالانه گردشگری و میراث فرهنگی
- پارادوکس ایران: تناسب آثار یونسکو با درآمدزایی
- شبیهساز هوشمند سرمایهگذاری در میراث فرهنگی ایران
- ۳. جدول مقایسه سناریو: ایران با گنجیابی آزاد در برابر ایران با کنترل هوشمند
- نتیجهگیری: گنج واقعی، گردشگری است نه زیرخاکی
- چرخه کثیف ثروت: چگونه قاچاق عتیقه سوختِ جرایم دیگر را تامین میکند؟
- در مقابل: سرمایهگذاری کلان، پادزهر اقتصاد سیاه
- ۱. روزمرهمرگی اقتصادی و اولویتبندیهای کوتاهمدت
- ۲. نفوذ، لابی و منافع مخفی شبکههای سازمانیافته
- ۳. ضعف شدید در دیپلماسی اقتصادی و ترس از تعامل بینالمللی
- ۴. نبود تفکر «بنگاهداری مدرن» در بدنه دولتی
مجله اینترنتی باستانشناس | اما یک سؤال حیاتی وجود دارد که تفاوت بین کشورهای اصیل و توسعهیافته پایدار را با کشورهای تازه بهدورانرسیده مشخص میکند: آیا میتوان بدون تکیه بر ریشهها، درختی بلند و ثمربخش پرورش داد؟
پاسخ ساده و صریح است: پیشرفت بدون توجه به میراث فرهنگی و سرمایهگذاری کلان در آن، سرابی بیش نیست. در این مقاله از مجله اینترنتی «باستانشناس»، بررسی میکنیم که چرا بیتوجهی به میراث باستانی و فرهنگی، موتور پیشرفت یک کشور را برای همیشه ضعیف و کند نگه میدارد و چگونه خلاءهای مدیریتی و قانونی، این ثروت ملی را قربانی غارتگران تاریخ کرده است.
۱. هویت ملی؛ سوخت موتور پیشرفت
توسعه پیش از آنکه یک فرآیند اقتصادی باشد، یک فرآیند روانی و اجتماعی است. نیروی انسانی که قرار است چرخهای پیشرفت یک کشور را بچرخاند، نیازمند انگیزه، غرور ملی و اعتماد به نفس است. میراث فرهنگی، سند اصالت و توانمندی یک ملت است.
وقتی کشوری به آثار باستانی، معماری کهن و دانش بومی خود بیتوجهی میکند، در واقع به مردم خود پیام میدهد که «گذشته شما بیارزش است». جامعهای که ریشههای خود را فراموش کند یا کوچک بشمارد، دچار بحران هویت شده و به یک مقلد صرفِ الگوهای غربی یا شرقی تبدیل میشود. بدون هویت مستقل، نوآوری و پیشرفت بومی متولد نخواهد شد.
۲. تغییر پارادایم مدیریتی: از نگاه عتیقهمحور تا امنیت ملی
بزرگترین مانع پیشرفت و توسعه در این حوزه، نوعی کوتهنظری مدیریتی است که هنوز میراث فرهنگی را در حد «کشف عتیقه و نگهداری زیرخاکی در موزهها» میبیند. وقتی نگاه در سطح کلان مدیریت کشور به یک محوطه باستانی یا کتیبه تاریخی، تماشای یک شیء فانتزی باشد، بودجهها ناچیز میشود و اولویتها به سمت صنایع دیگر میرود.
میراث فرهنگی، عتیقه نیست؛ ثروت زنده، هویت جاری و ناموس تمدنی یک کشور است. باید در سطح کلان مدیریت کشور به این موضوع بها داده شود و این دیدگاه تزئینی جای خود را به نگاه استراتژیک بدهد. دیپلماسی فرهنگی و نفوذ بینالمللی یک کشور، مستقیماً به احترامی بستگی دارد که خود آن کشور برای تاریخش قائل است.
۳. واقعیت تلخ آمارها: تمدنهای همتراز، استراتژیهای متفاوت
ایران از نظر غنای تاریخی و داشتههای باستانی جزو ۵ تا ۱۰ کشور برتر جهان است، اما از نظر درآمدزایی، مدیریت و جذب سرمایه در این حوزه، فرسنگها با کشورهای پیشرو فاصله دارد. آمار زیر به وضوح نشان میدهد که تفاوت دیدگاه مدیریتی چه شکاف عمیقی در تولید ثروت ملی ایجاد میکند:
| شاخص کلیدی | ایران | ایتالیا | اسپانیا | عربستان سعودی (برنامه ۲۰۳۰) |
| رتبه آثار ثبتشده در یونسکو | رتبه ۱۰ جهان (۲۹ اثر) | رتبه ۱ جهان (۵۹ اثر) | رتبه ۵ جهان (۵۰ اثر) | ۶ اثر (در حال توسعه سریع) |
| درآمد ارزی سالانه از گردشگری | حدود ۴ تا ۶ میلیارد دلار | بیش از ۵۵ میلیارد دلار | بیش از ۹۰ میلیارد دلار | هدفگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری |
| میانگین خرجکرد هر توریست | کمتر از ۴۰۰ دلار | حدود ۱,۱۰۰ دلار | حدود ۱,۳۰۰ دلار | – |
| بودجه تخصیصی به میراث و حفاظت | بسیار ناچیز (کمتر از ۰.۵٪ بودجه کل) | میلیاردها یورو مصوب اتحادیه اروپا | سرمایهگذاریهای عظیم بخش خصوصی و دولتی | اختصاص ۲ میلیارد دلار فقط برای یک پروژه باستانی (العلا) |
تحلیل آمار درآمدی؛ چرا درآمد ما نزدیک به صفر است؟
یک توریست فرهنگی که به اسپانیا یا ایتالیا میرود، مایل است برای هتلهای سنتی لوکس، خدمات واقعیت مجازی، راهنمایان حرفهای و صنایع دستی هزینه کند و بیش از ۱,۳۰۰ دلار ارز وارد آن کشور کند. در ایران به دلیل عدم سرمایهگذاری در زیرساختها، میانگین خرجکرد توریست به زیر ۴۰۰ دلار میرسد!
سایتهای جهانی مثل کولوسئوم رم به عنوان یک بنگاه اقتصادی پویا سالانه صدها میلیون دلار درآمدزایی دارند، اما مجموعههای عظیمی مثل تخت جمشید یا پاسارگاد در تأمین هزینههای اولیه حفاظت فیزیکی خود با چالش روبرو هستند، چون مدیریت کلان کشور به آنها به عنوان سازمانهای هزینهبر دولتی نگاه میکند، نه پیشرانهای ثروتآفرین ملی.
۴. چرا میراث فرهنگی قربانی قاچاق عتیقه شده است؟
وقتی درآمد قانونی و مدیریت هوشمند از میراث فرهنگی شکل نگیرد، یک بازار درآمدی موازی و تاریک به نام «قاچاق سیاه عتیقه» متولد میشود. ریشههای این غارت تمدنی را میتوان در موارد زیر جستجو کرد:
- فقر اقتصادی و انزوای جوامع محلی: در کشورهای پیشرو، مردم محلی از طریق بومگردی و رونق سایت باستانی به درآمد میرسند و خودشان سد راه قاچاقچیان میشوند. اما در ایران، وقتی اثر باستانی هیچ سودی برای سفره مردم محلی ندارد، فقر معیشتی در کنار پیشنهادهای مالی وسوسهکننده مافیا، زمینه را برای حفاریهای غیرمجاز فراهم میکند.
- بودجههای ناچیز حفاظتی: حفاظت از ده کيلومتر مربع محوطه باستانی پهناور ایران، گاهی به دست یک باستانبان بدون تجهیزات سپرده میشود. شبکههای قاچاق که مجهز به پیشرفتهترین دستگاههای فلزیاب و رادارهای اسکن زمین هستند، به راحتی از این خلأ حفاظتی سوءاستفاده میکنند.
- نبود قوانین بازدارنده و قاطع: قوانین فعلی ما جرمی همسنگ با ابعاد فاجعهبار قاچاق هویت ملی ندارند. برای یک قاچاقچی، ریسک جریمههای نقدی ناچیز یا چند ماه حبس در برابر سودهای کلان و چند میلیون دلاری عتیقه، کاملاً ارزشش را دارد! چپاولی که سرقت شناسنامه یک ملت است، با مجازاتهای فعلی برچیده نخواهد شد.
۵. راهکار چیست؟ قوانین بازدارنده و مدیریت استراتژیک
برای برچیدن این تجارت تاریک و به حرکت درآوردن موتور توسعه، حاکمیت باید دو گام اساسی بردارد:
- تغییر استراتژی و تزریق بودجه کلان: ارتقای جایگاه ساختاری مدیریت میراث فرهنگی در بدنه دولت و اختصاص بودجههای کلان و تضمینشده برای حفاظت الکترونیک، پایش ماهوارهای و پهپادی سایتهای باستانی.
- وضع قوانین فوقالعاده بازدارنده: نیاز به بازتعریف قوانین کیفری است؛ به طوری که مجازات قاچاق آثار باستانی و غارت میراث ملی، همتراز با جرایم علیه امنیت ملی و افساد فیالارض بازدارنده، سختگیرانه و بدون تخفیف باشد.
نتیجهگیری: پیشرفت بدون ریشه، توهم توسعه است
اگر پیشرفت را به یک قطار سریعالسیر تشبیه کنیم، ریلهای این قطار را تاریخ و میراث فرهنگی یک کشور میسازند. حرکتی که خارج از این ریلها باشد، به حاشیه رفتن و سقوط منتهی میشود.
سرمایهگذاری در میراث فرهنگی، یک هزینه فانتزی یا تزئینی نیست؛ بلکه یک سرمایهگذاری استراتژیک برای آینده است. کشوری که به گذشته خود پشت کند، توانایی ساختن آیندهای پایدار را نخواهد داشت. در مجله «باستانشناس» باور داریم که پاسداری از هر سنگ و کتیبه و برچیدن باند قاچاق سیاه، گامی است حیاتی به سوی ایرانی قویتر، منسجمتر و پیشرفتهتر.
وقتی صحبت از «گنجیابی» و «حفاریهای غیرمجاز» میشود، نباید آن را صرفاً یک تخلف ساده یا یک ماجراجویی شخصی دید. این پدیده در ابعاد کلان، یک «انحراف شدید اقتصادی» و یک «تروریسم فرهنگی» است که چرخهای توسعه کشور را فلج میکند.
۱. اقتصاد سیاه گنجیابی؛ چاه ویلی که سرمایهها را میبلعد
گنجیابی غیرقانونی یک اقتصاد کاذب و کاملاً مخرب ایجاد کرده است. تریلیونها تومان سرمایه سرگردان مردم به جای اینکه وارد چرخه تولید، بورس، کارآفرینی یا حتی زیرساختهای گردشگری شود، صرف خرید دستگاههای گنجیاب، فلزیابهای قاچاق و هزینههای تخریب سایتهای باستانی میشود.
از طرف دیگر، ثروت عظیمی که از دل خاک خارج میشود، به صورت «پول کثیف» و قاچاق از کشور خارج شده و در بانکهای خارجی یا شبکههای مافیایی بینالمللی رسوب میکند. این یعنی:
- خروج خالص سرمایه از کشور بدون هیچگونه پرداخت مالیات یا عوارض.
- تخریب بستر درآمدزایی پایدار؛ یک اثر باستانی غارتشده، مانند چاه نفتی است که برای همیشه خشک شده باشد.
۲. شبیهساز اقتصادی: قاچاق سیاه در برابر درآمد پایدار
داشبورد آماری میراث فرهنگی
گزارش اختصاصی مجله باستانشناس • موتور محرک ثروت ملی
چرا بدون توسعه میراث فرهنگی، پیشرفت معنا ندارد؟
این داشبورد مقایسهای نشان میدهد که چگونه کشورهای طراز اول جهان با سرمایهگذاری کلان در بافتهای کهن و ابنیه باستانی خود، چندین برابر درآمدهای نفتی ما ثروت، امنیت پایدار و اشتغال ایجاد میکنند؛ در حالی که بیتوجهی به این حوزه، سرمایههای ملی ما را تسلیم بازار سیاه غارتگران عتیقه ساخته است.
رتبه جهانی آثار یونسکو ایران
۱۰ در جهان
درآمد سالانه ایران (با تمام بخشها)
۴ الی ۶ میلیارد $
میانگین خرجکرد هر توریست در ایران
زیر ۴۰۰ دلار
بودجه حفاظتی میراث فرهنگی ایران
کمتر از ۰.۵٪ کل بودجه
مقایسه درآمدهای ناخالص سالانه گردشگری و میراث فرهنگی
(واحد: میلیارد دلار)نگاه کنید که چگونه اسپانیا و ایتالیا دهها برابر بیشتر از پتانسیل ایران درآمد کسب میکنند و عربستان سعودی با برنامه توسعه سریع در حال رسیدن به چه ارقامی است.
پارادوکس ایران: تناسب آثار یونسکو با درآمدزایی
مقایسه تعداد ابنیه ثبتشده جهانی یونسکو در مقابل میزان ارزآوری واقعی آنها. این عدم تقارن نشاندهنده هدررفت شدید پتانسیل کشور است.
شبیهساز هوشمند سرمایهگذاری در میراث فرهنگی ایران
با کشیدن نوار لغزنده زیر، فرضیه سرمایهگذاری روی مرمت، ساخت زیرساختهای بینالمللی و ارتقای یگان حفاظت از آثار را افزایش دهید تا ببینید این کار چطور مستقیماً قاچاق سیاه عتیقه را برچیده و درآمدهای ملی ما را منفجر میکند!
بر اساس فرمولهای اقتصادی، هر ۱ دلار سرمایهگذاری زیرساختی در محوطههای تاریخی، تا ۷ دلار زنجیره ارزش اقتصادی غیرمستقیم ایجاد میکند.
پتانسیل درآمدزایی ارزی
۴.۵ میلیارد $
چرخش مالی سالانهشاخص ریسک قاچاق عتیقه
بسیار بالا
تسهیل دستبرد مافیااشتغال بومی و مستقیم
۳۰۰,۰۰۰ نفر
فعال در صنایع خلاققاچاق سیاه عتیقه؛ تاوان تلخ رهاسازی تمدن
وقتی نگاه مدیران به آثار تاریخی در حد عتیقهجاتِ زیرخاکی بماند، حفاظت از محوطهها به یک وظیفه تشریفاتی با حداقل بودجه تبدیل میشود. خلأ قوانین بازدارنده و مجهز نبودن یگان حفاظت از آثار، بهترین مشوق برای کلنگهای غارتگران است. در کشورهای پیشرفته، صدمه زدن یا جابجایی یک شیء باستانی، مجازاتهایی سنگینتر از جرایم مالیاتی کلان دارد و به عنوان جرم مستقیم علیه حاکمیت ملی شناخته میشود.
توسعه و اشتغال بومی؛ بزرگترین سد دفاعی
تجربه موفق دنیا ثابت کرده است که فعال کردن چرخ اقتصاد بومگردی در کنار معابد و کاخهای باستانی، جوامع محلی را به قویترین بازوی پدافندی میراث فرهنگی تبدیل میکند. ساکنینی که از توریست فرهنگی نان میخورند، هرگز اجازه ورود قاچاقچیان را به تپههای باستانی منطقه خود نخواهند داد. ثروت، بهترین سپر دفاعی برای هویت است.
این فرمول نشان میدهد که حفظ اثر و تبدیل آن به یک جاذبه گردشگری، در طول ۲۰ سال، بیش از ۱۰۰ برابر بیشتر از فروش غیرقانونی آن برای اقتصاد کل کشور درآمدزایی مستمر و پویا ایجاد میکند.
۳. جدول مقایسه سناریو: ایران با گنجیابی آزاد در برابر ایران با کنترل هوشمند
اگر حاکمیت قوانین بازدارنده وضع کند و با سرمایهگذاری کلان، گنجیابی غیرقانونی را به طور کامل کنترل و سرکوب کند، تفاوت ارقام باورنکردنی خواهد بود:
| شاخص اقتصادی | وضعیت فعلی (رونق قاچاق و گنجیابی) | وضعیت مطلوب (کنترل قاچاق و توسعه سایتها) | دستاورد و تاثیر بر پیشرفت کشور |
| خروج سرمایه و آثار | خروج سالانه هزاران قطعه عتیقه بینظیر | توقف ۹۵ درصدی خروج آثار از مرزها | حفظ دارایی تمدنی و ویترین موزهها |
| درآمدزایی مستقیم | صفر درصد مالیات و درآمد برای دولت | سرازیر شدن بیش از ۱۵ میلیارد دلار درآمد | تامین بودجههای عمرانی بدون اتکا به نفت |
| اشتغالزایی | سودجویی موقت برای چند ده دلال و قاچاقچی | ایجاد بیش از ۱.۵ میلیون شغل پایدار | اشتغال جوانان، بومگردی و رونق روستاها |
| هزینههای انتظامی | صرف بودجههای سنگین برای تعقیب قضایی | بازگشت سرمایه و خودکفایی بودجه میراث | تبدیل نهاد امنیتی به نهاد نظارتی مدرن |
نتیجهگیری: گنج واقعی، گردشگری است نه زیرخاکی
بزرگترین دروغ مافیای قاچاق این است که گنجیابی باعث ثروتمند شدن افراد میشود. حقیقت این است که گنجیابی، ثروت عمومی یک ملت را برای ثروتمند شدن چند قاچاقچی بینالمللی در لندن، پاریس و نیویورک نابود میکند.
اگر نگاه مدیران کلان کشور از «عتیقهانگاری» به «ثروت ملی» تغییر کند و با سیستمهای پایش هوشمند و قوانین فوقالعاده سختگیرانه، بساط گنجیابی برچیده شود، درآمد حاصل از هجوم توریستهای تشنه تاریخ به ایران، چنان ثروت هنگفت و پایداری را به خزانه کشور سرازیر میکند که موتور پیشرفت ایران برای همیشه بیمه خواهد شد. گنج واقعی در تماشای تاریخ ماست، نه در دفن کردن فردا برای فروختن دیروز.
چرخه کثیف ثروت: چگونه قاچاق عتیقه سوختِ جرایم دیگر را تامین میکند؟
یک مغالطه خطرناک در افکار عمومی وجود دارد که تصور میکنند گنجیابی و فروش عتیقه، یک تجارت بیآزار است که فقط یک شیء باستانی را از زیر خاک به دست یک خریدار میرساند. اما واقعیتِ پشت پرده بسیار تاریکتر است؛ پول حاصل از قاچاق آثار باستانی، هرگز وارد اقتصاد رسمی و قانونی کشور نمیشود.
باندها و مافیای قاچاق عتیقه پس از کسب سودهای نجومی و چند میلیون دلاری از فروش شناسنامه این ملت، این «سرمایه کثیف» را مجدداً در مسیرهای غیرقانونی دیگر به جریان میاندازند. این ثروت نامشروع به سوخت محرک برای جرایمی چون:
- قاچاق سلاح و مواد مخدر،
- پولشوییهای کلان و ایجاد شبکه فساد مالی،
- و تامین مالی باندهای شرطبندی و اخلال در بازار ارز تبدیل میشود.
این یعنی قاچاق عتیقه، یک آسیب دوجانبه به بدنه اقتصاد است؛ از یک سو داراییها و پتانسیل گردشگری کشور را نابود میکند و از سوی دیگر، ثروت حاصل از آن به اسلحه و ابزاری برای فلج کردن امنیت اقتصادی و اجتماعی جامعه تبدیل میشود.
در مقابل: سرمایهگذاری کلان، پادزهر اقتصاد سیاه
در نقطه مقابل، اگر حاکمیت با یک چرخش استراتژیک، سرمایهگذاری سنگینی روی میراث فرهنگی انجام دهد و بساط این مافیای تاریک را جمع کند، یک «چرخه مثبت و ثروتآفرین» جایگزین آن میشود.
سرمایهگذاری کلان در حفاظت، مرمت و توسعه سایتهای باستانی، پادزهر قطعی این اقتصاد بیمار است. وقتی بودجه دولتی و خصوصی به سمت زنده کردن یک شهر باستانی هدایت میشود، ثروت تولید شده کاملاً شفاف، قانونی و مولد است. این سرمایهگذاری چرخه زیر را به گردش درمیآورد:
سرمایهگذاری در میراث→توسعه زیرساخت و بومگردی→رونق کسبوکارهای محلی→تولید ناخالص داخلی (GDP)→پیشرفت پایدار کشور
با این مدل، پولی که پیش از این در جیب قاچاقچیان خرجِ خرید سلاح و مواد مخدر میشد، حالا در قالب مالیات، اشتغال جوانان، توسعه جادهها، هتلها و رونق صنایع دستی به بدنه اقتصاد رسمی کشور تزریق میشود. مقابله با گنجیابی فقط یک اقدام فرهنگی نیست؛ بلکه یک جنگ تمامعیار اقتصادی برای نجات سرمایههای ملی از چنگال مافیا و سرازیر کردن آن به رگهای توسعه و پیشرفت کشور است.
چرا با وجود دانستن این موارد بر روی میراث فرهنگی سرمایه گذاری نمی شود و اقتصاد و توسعه ایران قربانی گروههای سازمان یافته قاچاق عتیقه شده است؟
پاسخ به این چرا، ریشه در چند گره کور ساختاری، دیدگاهی و اقتصادی در لایههای کلان مدیریتی دارد که اقتصاد و توسعه کشور را به گروگان گرفته است:
۱. روزمرهمرگی اقتصادی و اولویتبندیهای کوتاهمدت
توسعه و سرمایهگذاری در میراث فرهنگی و صنعت گردشگری، یک فرآیند دیربازده و استراتژیک است. ساخت زیرساختها، معرفی جهانی، مرمت اصولی و فرهنگسازی در جوامع محلی ممکن است ۵ تا ۱۰ سال طول بکشد تا به سودآوری میلیارد دلاری برسد.
از آنجا که اقتصاد کشور در دهههای گذشته مدام با بحرانهای آنی، کسری بودجه، تحریمها و نوسانات شدید ارزی دستوپنجه نرم کرده است، مدیران کلان همیشه درگیر «اورژانس اقتصادی» بودهاند. در این نگاهِ روزمرهمحور، بودجهها صرف امور فوری مانند حقوق، یارانهها و چالشهای روزمره میشود و میراث فرهنگی به عنوان یک موضوع «لوکس و غیراورژانسی» به انتهای لیست اولویتها تبعید میشود؛ غافل از اینکه خودِ این حوزه میتوانست نجاتدهنده اقتصاد باشد.
۲. نفوذ، لابی و منافع مخفی شبکههای سازمانیافته
قاچاق سیاه عتیقه یک تجارت چند صد هزار تومانی نیست؛ ما با یک مافیای چند میلیارد دلاری طرف هستیم که با کارتلهای بینالمللی در ارتباط است. این شبکههای سازمانیافته اتفاقاً از «آگاهی» کامل برخوردارند و منافعشان مستقیماً در گروی «متروکه ماندن و تاریک ماندن» محوطههای باستانی است.
- یک سایت باستانی تاریک، بدون دوربین، بدون بومیانِ ذینفع و بدون توریست، بهترین و امنترین مکان برای حفاریهای شبانه آنهاست.
- این گروهها با تکیه بر ثروتهای نجومی خود، از نفوذ و لابی بالایی برخوردارند و به روشهای مختلف تلاش میکنند تا قوانین بازدارنده تصویب نشوند، محوطهها مجهز به سیستمهای پایش هوشمند نشوند و این حوزه همچنان سنتی و آسیبپذیر باقی بماند تا چرخه کثیف درآمدی آنها قطع نشود.
۳. ضعف شدید در دیپلماسی اقتصادی و ترس از تعامل بینالمللی
رونق میراث فرهنگی و کسب درآمد میلیاردی از آن، بدون تعامل سازنده با جهان، بازاریابی بینالمللی و تسهیل ورود گردشگران خارجی ممکن نیست. کشورهای موفق مانند اسپانیا یا ترکیه، مرزها و قوانین خود را برای ورود سرمایهگذاران و توریستهای خارجی هموار کردهاند.
در ایران، نگاههای انقباضی و برخی ملاحظات سیاسی و امنیتی در حوزه ورود اتباع خارجی و سرمایهگذاریهای بینالمللی، باعث شده که عملاً سرمایهگذار خارجی تمایلی به ورود به این بخش نداشته باشد. وقتی سرمایهگذاری کلان داخلی به دلیل کسری بودجه دولتی قفل است و پنجره سرمایهگذاری خارجی هم بسته میماند، فضا عملاً راکد میشود.
۴. نبود تفکر «بنگاهداری مدرن» در بدنه دولتی
بدنه مدیریتی میراث فرهنگی در کشور ما هنوز ساختاری کاملاً اداری، سنتی و کارمندی دارد. در این ساختار، نگاه به یک تپه تاریخی یا کاروانسرا، نگاه به یک «ملک دولتیِ دردسرساز» است که باید برای آن نگهبان گذاشت، نه نگاه به یک بنگاه اقتصادی پویا (Business Unit) که باید برای آن طرح توجیهی، سهام، درآمدزایی و زنجیره ارزش تعریف کرد. عدم آشنایی مدیران سنتی با ابزارهای مالی مدرن و مدلهای مشارکت عمومی-خصوصی (PPP)، باعث انجماد این سرمایهها شده است.
خط آخر برای مجله باستانشناس: توسعه ایران قربانی قاچاق شده است، نه به خاطر اینکه پتانسیل تاریخمان را نمیدانیم، بلکه به این دلیل که «اراده سیاسی کلان» برای شکستن این ساختار سنتی و اعلام جنگ واقعی با مافیای عتیقه هنوز شکل نگرفته است. تا زمانی که حاکمیت حفاظت از تاریخ را همردیف با امنیت مرزها و صنایع موشکی و نفتی جدی نگیرد، این ثروت تمدنی همچنان سوختِ جرایم مافیا خواهد شد و قطار توسعه کشور بدون ریل باقی خواهد ماند.














ارسال دیدگاه