کاوشهای باستانشناسی تازه در خاک مجارستان به کشف مجموعهای کمنظیر و ۱۴۰۰ ساله از ابزار پیرایش زنانه، زیورآلات نقره و ظروف استخوانی مرموز انجامیده است؛ یافتههایی که نه به میدانهای نبرد، بلکه به خلوت و آراستگی زنان کوچنشین قوم آوار در اوایل قرون وسطی تعلق دارند. حضور غیرمنتظره ادوات آرایشی با سبک امپراتوری بیزانس (روم شرقی) در این تدفینها، دریچهای نو و نادیده را به روی تعاملات فرهنگی، جایگاه زنان در جوامع استپی و پیوندهای تجاری حوضه کارپات باز کرده است.
کشف تصادفی گورستان قرن هفتمی در فرودگاه نظامی کچکمت

در جریان عملیات خاکبرداری عمرانی در محدوده فرودگاه نظامی شهر «کچکمت» (Kecskemét) واقع در مجارستان، باستانشناسان با بقایای یک گورستان تاریخی متعلق به نیمه نخست قرن هفتم میلادی روبهرو شدند. این کاوش نجاتبخشی در اوایل تابستان ۲۰۲۶ میلادی توسط تیمی از متخصصان «موزه کاتونا یوژف» (Katona József Museum) به سرپرستی باستانشناس مطرح، «فازکاش آندراش کریستوف» (Fazekas András Kristóf)، به انجام رسید.
در مجموع ۹ گور باستانی در این محوطه مستندسازی شد که بررسیهای انسانشناسی جسمانی نشان داد پنج گور متعلق به زنان و دو گور متعلق به مردان جنگجو بوده است؛ در حالی که به دلیل دستخوردگیهای گذشته، تعیین جنسیت بقایای دو تدفین دیگر امکانپذیر نبود.
اگرچه گورهای جنگجویان سوارکار آوار در سراسر مجارستان پدیدهای شناختهشده بهشمار میروند، اما تدفینهای زنانه این مجموعه به دلیل دارا بودن اشیای تدفینی نادر و اشیای مراقبت شخصی، از ارزش مطالعاتی فوقالعادهای در تاریخنگاری قرون وسطی برخوردارند. این اشیا ابعادی از زندگی روزمره و نقشهای جنسیتی را بازگو میکنند که منابع مکتوب تاریخی همعصر تقریباً هیچ اشارهای به آنها نکردهاند.
ابزار آرایشی به سبک بیزانس و جعبههای استخوانی رازآلود


یکی از برجستهترین و شگفتانگیزترین یافتههای این کاوش در «گور شماره ۴» آشکار شد. باستانشناسان در این تدفین موفق به کشف یک قاشقک صافیدار مفرغی (Strainer spoon) و چندین کاردک فلزی ظریف شدند که کارشناسان موزه آنها را ادوات آرایشی با سبک مشخص امپراتوری بیزانس شناسایی کردهاند.
تحلیلهای اولیه نشان میدهد این ابزارها احتمالاً برای ترکیب، آمادهسازی و استعمال پودرها، کرمها و مرهمهای آرایشی به کار میرفتهاند؛ امری که نشان میدهد خودآرایی و مراقبت از زیبایی بخشی جداییناپذیر و منظم از زندگی روزمره زنان طبقات بالای جامعه آوار بوده است.
در کنار این ابزارهای پیرایشی، یک جفت گوشواره نقرهای نفیس با مرصعکاری خمیر شیشه آبیرنگ نیز در همین گور به دست آمد. علاوه بر آن، تمرکز متراکم مهرههای رنگی در ناحیه لگن این بانو حکایت از آن دارد که مهرهها درون کیسهای پارچهای یا چرمی قرار داشتهاند که به مرور زمان از بین رفته است. در گوری دیگر نیز بقایای مهرههای شیشهای در اطراف گردن شناسایی شد که بخشی از یک گردنبند فاخر بودهاند.
گورهای شماره ۳ و ۹ نیز شگفتیهای پژوهشی مهمی را پیش چشم محققان قرار دادند: جعبههای کوچک استخوانی منقوش به نقوش تزیینی موسوم به «دایره و نقطه» (Circle-and-dot). ظروفی از این دست عمدتاً ویژه مناطق میان دو رود دانوب و تیسا در مجارستان هستند، اما کارکرد دقیق آنها هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. باستانشناسان موزه احتمال میدهند این استوانهها یا جعبههای استخوانی محفظه نگهداری مواد آرایشی، عطر یا پماد بودهاند؛ فرضیهای که اثبات قطعی آن نیازمند آزمایشهای بیوشیمیایی و بررسی رسوبات میکروسکوپی در محیط آزمایشگاهی است.
مجموعه این آثار شخصی، تصویر سنتی و خشن از آوارها را که همواره با شمشیر، یراقآلات اسب و رکاب تداعی میشد تعدیل کرده و نشاندهنده جریان پیوسته کالاهای تجملی و سلیقه بصری برگرفته از بیزانس در میان قبایل کوچرو است.
سر دوک های رسی؛ نمادی از زندگی روزمره و جایگاه زنان در اقتصاد خانگی

نکته پژوهشی بسیار جالب دیگر این بود که در هر پنج گور متعلق به زنان، «سر دوکهای رسی» (Clay spindle whorls) کشف شد. این قطعات وزنی کوچک برای ریسندگی پشم و الیاف گیاهی و تبدیل آنها به نخهای بافندگی کاربرد داشتهاند. حضور بیکموکاست و مداوم این ابزار در کنار زیورآلات گرانبها و نقرهای، نکتهای بسیار درخور توجه است.
ریسندگی و تولید منسوجات بخش کلیدی و مستمر از تکالیف و مدیریت خانگی زنان آوار محسوب میشد. یافت شدن سر دوک در تمام تدفینهای زنانه، جایگاه تعیینکننده تولید پارچه در حیات اقتصادی قبیله را آشکار میسازد؛ اگرچه به باور پژوهشگران، این ادوات احتمالاً در آیینهای خاکسپاری و باورهای مرتبط با سرنوشت و جهان پس از مرگ نیز نقشی نمادین ایفا میکردهاند.
علاوه بر دوکدانها، چاقوهای کوچک آهنی نیز در زمره وسایل همراه زنان ثبت شدهاند. تقابل این اشیای روزمره، کاربردی و کارگاهی با جعبههای تزیینی و زیورآلات نقره، نشاندهنده درهمآمیختگی جنبههای زیستی، پایگاه اجتماعی و سنتهای تدفینی در ساختار جوامع آغازین قرون وسطی است.
خاستگاه آوارها و ورود تاریخی آنها به حوضه کارپات
قوم آوار کنفدراسیونی از اقوام کوچنشین اوراسیایی بودند که در حدود سالهای ۵۶۷ تا ۵۶۸ میلادی پای به حوضه کارپات نهادند. آنان با سرنگونی ژپیدها و پر کردن خلأ ناشی از مهاجرت لومباردها به ایتالیا، خاقانات قدرتمندی را پی ریختند که نزدیک به ۲۵۰ سال بر پهنه وسیعی از اروپای مرکزی و شرقی فرمان راند.
ورود آوارها ساختار سیاسی، جمعیتی و اجتماعی اروپای میانه را دگرگون کرد و اقوام گوناگونی با پسزمینههای فرهنگی و زبانی متفاوت را ذیل حاکمیت مرکزی خاقان گرد آورد. اشرافیت آوار همواره ارتباطات زنده خود را با استپهای اوراسیا حفظ کردند، اما در عین حال محوطهها و تدفینهای آنان آمیزهای جذاب از تعامل با جمعیتهای محلی اروپا و به ویژه امپراتوری بیزانس را به نمایش میگذارد.
روابط میان امپراتوری روم شرقی و خاقانات آوار همواره میان جنگهای گسترده، مذاکرات دیپلماتیک، پرداخت خراجهای سنگین سالیانه و مبادلات تجاری در نوسان بود؛ وضعیتی که چرایی رواج اقلام و سبکهای تزیینی بیزانسی در گورستانهای استپی مانند کچکمت را به خوبی روشن میسازد. در اوایل قرن نهم میلادی، با لشکرکشیهای شارلمانی و نبردهای پادشاهی فرانک، هژمونی خاقانات آوار فروپاشید و آنان صحنه معادلات قدرت را ترک کردند.
تدفین جنگجویان و آیینهای نذر قربانی برای مردگان
در بخش دیگری از گورستان فرودگاه کچکمت، دو گور متعلق به مردان جنگجو همراه با سازوبرگ کامل نظامی شناسایی شد. «گور شماره ۷» مدفن رزمآوری بود که همراه با قطعات ساختاری یک کمان مرکب (ترکیبی)، دو سرپیکان آهنی سهپره، تزیینات و اتصالات تیردان و چند سلاح آهنی دیگر به خاک سپرده شده بود. همچنین از «گور شماره ۸» سرپیکانهای پرتابی بیشتر و تیغههای چاقو به دست آمد که معرف تجهیزات انفرادی جنگجویان آوار در سده هفتم میلادی است.
آیینهای تدفینی این جامعه فراتر از همراه نهادن ابزار زندگی و سلاح بوده است. باستانشناسان در شش گور نشانههایی از استخوانهای جانوری یافتند که بدون شک باقیمانده نذورات و پیشکشهای خوراکی برای متوفی جهت همراهی در سفر آخرت بودهاند.
نکته قابل توجه تفاوت در نوع قربانیها بود: در تمام پنج گور زنان، استخوانهای پرندگان و ماکیان مشاهده شد، در حالی که در یکی از گورهای مردان بقایای یک پستاندار شناسایی گردید. این تمایز نشاندهنده ظرافتهای نمادین و مناسکی در نظام اعتقادی آوارهاست که زوایای زیادی از آن هنوز برای دانش باستانشناسی ناشناخته باقی مانده است.
بقایای این ۹ تدفین بهطور شگفتانگیزی در عمق بسیار کمی از سطح زمین امروزی دستنخورده باقی مانده بودند. طبق گزارش باستانشناسان، خاکبرداریها و تسطیح اراضی اولیه فرودگاه در سالهای ۱۹۳۵ تا ۱۹۳۷ میلادی بخش اعظمی از پهنه باستانی این گورستان را منهدم کرده بود. آثار بازمانده اکنون برای حفاظت، تثبیت آزمایشگاهی و آنالیزهای زیستباستانشناسی پیشرفته به موزه کاتونا یوژف انتقال یافتهاند تا اطلاعات ژنتیکی و شیمیایی بیشتری از زندگی این کوچنشینان آشکار شود.
نتیجهگیری: کشف گورستان کچکمت سندی ارزشمند از درهمتنیدگی فرهنگ کوچنشینی استپ با شکوهمندی و ظرافت تمدن بیزانس در اوایل قرون وسطی است. وسایل کشفشده در گورهای زنان، از قاشقهای تصفیه مواد آرایشی و جعبههای استخوانی تا دوکدانهای ساده رسی، ثابت میکنند که زنان آوار در عین حفظ مسئولیتهای سنگین تولیدی و خانوادگی، به تجملات فرامنطقهای و زیبایی فردی توجه ویژهای داشتهاند. این یافتهها نشان میدهند مرزهای ژئوپلیتیک اروپای قرون وسطی مانعی بر سر راه جریان کالاها، سلیقهها و فناوریهای مراقبت فردی نبوده است.














ارسال دیدگاه