در تحولی کمسابقه برای باستانشناسی قاره سیاه، پژوهشگران موفق به کشف نخستین سنگنگاره با تکنیک شابلون در آفریقای جنوبی شدند؛ هنری صخرهای و منحصربهفرد که فرضیات پیشین درباره شیوههای نقاشی بومیان این منطقه را با پرسشهای تازهای روبهرو کرده است. این اثر تاریخی که درون یک پناهگاه صخرهای شاخص پنهان مانده بود، دریچهای نو به سوی آیینها، ابزارسازی و ذوق بصری نیاکان کهن آفریقا میگشاید.
کشف نخستین نمونه هنر صخرهای شابلونی در پناهگاه لاروشل
باستانشناسان در پناهگاه صخرهای «لاروشل» (La Rochelle) واقع در نزدیکی شهر کارولینا در استان امپومالانگا (Mpumalanga) در آفریقای جنوبی، موفق به ثبت نخستین نمونههای هنر صخرهای مبتنی بر تکنیک شابلون در این ناحیه شدند.
این یافته مهم توسط دکتر دیوید پیرس (David Pearce) از دانشگاه ویتواترزرند و کیاه جانسون (Kiah Johnson) از دانشگاه کمبریج کشف شد و نتایج پژوهش آن در ژورنال علمی South African Archaeological Bulletin منتشر شده است.
تا پیش از این اکتشاف، شواهد نشان میداد که نگارگران کهن جنوب آفریقا منحصراً از قلممو، الیاف گیاهی یا نوک انگشتان خود برای انتقال رنگدانهها استفاده میکردهاند. ایجاد فضای منفی روی دیواره غار بهواسطه قرار دادن یک جسم و پاشیدن رنگ در پیرامون آن، رویکردی است که تاکنون در تاریخنگاری باستانشناسی این جغرافیا بیسابقه بوده است.
جایگاه تکنیک شابلون در هنر پیشاتاریخ جهان
هرچند شیوه شابلوننگاری در جنوب آفریقا پدیدهای نویافته به شمار میرود، اما در سایر نقاط دنیا قدمتی دیرینه و تثبیتشده دارد:
- غارهای عصر یخبندان اروپا: نگارههای کهن منفی دست (دستشابلونها) که از مشهورترین شواهد تفکر نمادین انسان به شمار میآیند.
- آسیا و اقیانوسیه: نمونههای متعددی در چین، اندونزی، پاپوآ گینه نو و استرالیا ثبت شدهاند.
- مصر باستان: نقوش دست مینیاتوری که زمانی گمان میرفت متعلق به نوزادان انسان است، بعدها مشخص شد از شابلون پنجههای جلویی بزمجه و مارمولک پدید آمدهاند.
- شمال استرالیا: هنرمندان دوران باستان حتی با قالبگیری از موم زنبور عسل، شابلونهایی ریزنقش برای تصویرسازی پدید آورده بودند.
بررسی بستر باستانشناختی پناهگاه صخرهای لاروشل

لاروشل با ابعادی نزدیک به ۳۰ متر طول و ۵ متر عمق، یکی از بزرگترین و در دسترسترین پناهگاههای طبیعی منطقه به شمار میرود. بیشتر پناهگاههای مستقر در ارتفاعات امپومالانگا، دهانههایی کمعمق با نگارههایی پراکنده و فرسوده دارند.
دیوارههای لاروشل با تصاویری ظریف از جانورانی نظیر غزالها، کنگونیها (نوعی گاو کوهی آفریقایی) و پیکرههای شبهانسانی با قلممو تزئین شدهاند. جالب است بدانید که این محوطه در سال ۱۹۹۵ توسط آنا استین و سپس در سال ۲۰۲۰ توسط مدودوزی ماسکو مستندنگاری شده بود؛ با این وجود، هیچیک از این پژوهشگران متوجه نقوش شابلونی نشده بودند.
بازخوانی دو فیگور شابلونی با تحلیلهای دیجیتال D-Stretch
آثار ثبتشده شامل دو پیکره کوچک به بلندای حدود ۹ سانتیمتر هستند که شمایلی شبیه به طرحهای ساده و خطی (طرح چوبکبریتی) دارند؛ با سرهایی نامتعین و اندامهایی بدون مفصل که از تنهای خطمانند آویزان شدهاند.
هر دو پیکره به صورت فضای صخرهای دستنخورده در میان رنگدانه سرخرنگ خودنمایی میکنند. بیشترین غلظت رنگ میان دو فیگور متمرکز شده و هرچه به پیرامون نزدیک میشویم، تراکم آن کاهش یافته و هالهای از ذرات افشانهای ریز در لبهها نمایان میشود. بر خلاف نقاشیهای انگشتی یا قلممویی، هیچگونه خط مرزی ترسیمشده در آنها وجود ندارد.
پیرس و جانسون بر این باورند که این بافت ویژه نشان میدهد رنگ مایع از طریق دمیدن با دهان یا پاشش سریع روی شابلون اجرا شده است. کمرنگ بودن اثر باعث شده بود این نقوش از نگاه متخصصان پیشین پنهان بماند؛ از همین رو، پژوهشگران با بهرهگیری از نرمافزار پردازش تصویر D-Stretch موفق به آشکارسازی دقیق نقوش شدند.
جنس شابلونها و کارکرد آیینی آنها در باورهای بومی
شکل انتزاعی این فیگورها شباهتی به عناصر طبیعی شناختهشده ندارد؛ بنابراین میتوان استنباط کرد که بومیان برای این کار جسمی اختصاصی ساخته بودند:
- موم طبیعی زنبور عسل: یکی از گزینههای محتمل به شمار میرود؛ چراکه گروههای بومی «سان» (San) پیوندی ناگسستنی با کندوهای کوهستانی داشته و زنبورها در جهانبینی آنها ارزش نمادین ویژهای دارند؛ هرچند تاکنون شیء ساختهشده از موم در این ناحیه پیدا نشده است.
- سایر متریالهای ارگانیک: موادی همچون گِل پخته یا رس، تکه چوبهای تراشیده، استخوان حیوانی، سبدبافتههای فشرده یا قطعات چرم بُرشخورده نیز احتمالاتی همتراز تلقی میشوند.
اگر این نگارهها بهدست شکارچی-گردآورندگان کهن پدید آمده باشند، روند آمادهسازی و قالبریزی شابلون نیز همانند عمل فراوری رنگدانههای سرخ در سنتهای بومی سان، ماهیتی آیینی و اعتقادی به همراه داشته است.
چالش سنسنجی نگارههای شابلونی
یکی از پیچیدگیهای اصلی در مورد این یافته، ابهام در گاهنگاری دقیق آن است. از آنجا که لایه رنگ این نقوش شابلونی با هیچ تصویر دیگری همپوشانی لایهنگاشتی ندارد، نمیتوان مشخص کرد که آنها همزمان با نگارههای قلممویی کشیده شدهاند یا متعلق به دورهای دیرتر یا کهنتر هستند.
تاریخگذاریهای مستقیم رادیوکربن در سایر پناهگاههای آفریقای جنوبی حاکی از آن است که دیوارههای این غارها صدها و گاهی بیش از هزار سال بهطور پیوسته بومِ تصویرنگاری جوامع مختلف بودهاند. از طرفی مقیاس کوچک ۹ سانتیمتری اثر نیز نمیتواند سرنخی از قدمت باشد، زیرا تقریباً تمام تصاویر کشفشده در این ارتفاعات در ابعادی مینیاتوری ترسیم شدهاند.
نتیجهگیری
کشف این اثر شابلونی در پناهگاه لاروشل، فصل تازهای در فهم نبوغ فنی و زیباییشناسی جوامع پیشاتاریخ جنوب قاره آفریقا میگشاید. این یافته ثابت میکند الگوهای رفتاری بشر باستان بسیار متنوعتر و پویاتر از تصورات گذشته بوده است. باستانشناسان امیدوارند با آغاز کاوشهای میدانی دقیقتر در ارتفاعات امپومالانگا، نمونههای بیشتری از هنر شابلونی کشف شود تا امکان آزمایش فرضیات گاهنگاری و شناخت دقیق فرهنگ سازندگان آن فراهم آید.















ارسال دیدگاه